انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

اسم ( noun )
• : تعریف: one who seeks to avenge a crime or injury or punish a criminal without legal authority or due process.

- Many fear the neighborhood watch group includes a few vigilantes who will take justice into their own hands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بسیاری از کسانی که از این گروه مراقبت می کنند، شامل چند vigilantes هستند که در دست خود عدالت را به دست خواهند آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسیاری از ترس گروه تماشا محله شامل چند نفر از هواداران است که عدالت را به دست خود می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
1. We simply will not tolerate vigilante groups on our streets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به سادگی گروه های متعصب در خیابان های خود را تحمل نمی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما گروه های هواداران را در خیابان های ما تحمل نمی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Traditionally, vigilante groups have found greater favour on the political right.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور سنتی، گروه های متعصب منافع بیشتری را در حق سیاسی پیدا کرده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور سنتی، گروه های هواداران بیشتر به سمت حق سیاسی برخورد می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The growth of such vigilante gangs has worried community leaders, police and politicians.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رشد چنین باندهای vigilante رهبران جامعه، پلیس و سیاستمداران را نگران کرده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رشد چنین گروه های هواداری نگرانی رهبران جامعه، پلیس و سیاستمداران را برانگیخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. How is that different from a vigilante lynch mob?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این چه فرقی می کنه که یه شورشی با اراذل و اوباش رفتار می کنه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چطور است که از یک لوبیای لوبیا پرده بکارت متفاوت است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Many a bunch of vigilante bully-boys would have worked them over into lumps of fillet steak, twitching and staining the carpet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از بچه های قلدر بازی، تکه های گوشت خشک شده را روی تکه های گوشت درست می کردند و فرش را لکه دار می کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از آنها از طرفداران قاتلین هوشیار بودند که آنها را به یک فنجان استیک فیتلی، فرش و رنگ آمیزی فرش دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. As such it means that vigilante heroes, nomatterhow good, are not the stuff of which Christians are made.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چون چنین به نظر می رسد که قهرمانان vigilante، nomatterhow خوب نیستند، نه از آن stuff که مسیحیان ساخته شده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب، این بدان معنی است که قهرمانان هوادار، چیزهای خوب و مناسبی نیستند، چیزی نیست که مسیحیان ساخته شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Most anywhere else, vigilante is a bad word.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]، بیشتر جاه ای دیگه شورشی کلمه بدیه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در هر جای دیگر، هوشیاری یک کلمه بد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Armed vigilante groups fight back against the gangs, adding to a vicious circle of violence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه های مسلح vigilante علیه گروهه ای تبهکار مبارزه می کنند و به یک چرخه وحشیانه از خشونت افزوده اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه های مسلح مسلح با این گروه ها مخالفت می کنند و به یک حلقه خشونت آمیز خشونت افزوده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Some had suggested forming vigilante groups to try to remove the travellers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی پیشنهاد کرده بودند که گروه های شورشی را تشکیل دهند و سعی کنند مسافران را از بین ببرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آنها گروه هایی را تهیه کرده بودند که تلاش می کردند مسافران را از بین ببرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He had spearheaded an increasingly violent vigilante campaign against vice in Islamabad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او علیه فساد در اسلام آباد یک مبارزه رو به شدت شدید را رهبری کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وی در مبارزه با خشونت آمیز علیه معترضان در اسلام آباد رهبری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The vigilante has found particular popularity amongst regular players here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]vigilante شهرت ویژه ای در میان بازیکنان حرفه ای در اینجا پیدا کرده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازی دارای محبوبیت خاصی در میان بازیکنان معمولی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The subway vigilante in New York was in the media for weeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The vigilante در نیویورک به مدت چند هفته در رسانه ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیروی مترو در نیویورک در هفته ها در رسانه ها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Another is that of a protagonist as a vigilante hero.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی دیگه از شخصیت اصلی یه قهرمان نقابدار - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از شخصیت های اصلی یک قهرمان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Where the psycho vigilante killer continues his daily strung out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جایی که قاتل روانی اون هر روز کارش رو ادامه میده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشتن قاتل روان درمانی هنوز ادامه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Here again, the vigilante stalking survey's 1 person in a hundred is not out of line.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوباره اینجا، شورشی که یک نفر را در یک صد سال تعقیب می کند، از خط خارج نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا دوباره، 1 نفر در صد صدور بی نظمی پیشه ور است که خارج از خط است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
پارتیزان (اسم)
partisan, guerilla, vigilante, guerrilla
سید محمدرضا قریشی ١٩:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٠١
آتش به اختیار، افراد خودسر و بدون مجوز رسمی در برخورد با تخلفات (برای اشاره به افراد خودسر که به صورت فراقانونی در پیشگری از وقوع جرم، جنایت و تخلف و مقابله با مجرمان و متخلفان فعالیت میکند به کار میرود.)
|


نام نویسی   |   ورود