انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

عقده
( اسم ) ۱ - گره . ۲ - محل تقاطع فلک حامل و مایل قمر است و این تقاطع یا در سر دایره مفروضه است یا در آخر دایره . صورت اول را رائ س و صورت دوم را ذنب خوانند . ۳ - امری مشکل جمع : عقد . ۴ - توده سلولی کروی یا بیضوی یا لوبیایی شکل که در مسیر عروق لنفی یا رشته های عصبی قرار دارد . ۵ - ناراحتی های روانی و فکری و تالم و رنج های حاصل از امیال سر کوفته عقده روانی . یا عقده حقارت . ناراحتی ها روحی و رنج هایی که بر اثر لطمه خوردن های متوالی به شخصیت افراد و مورد حقارت و استهزائ واقع شدن آنها عارض می گردد اشخاصی که در طفولیت مورد حقارت و سخت گیری واقع شوند در بلوغ ممکنست کسانی کینه توز و یا خجل و گریزان از مردم باشند یا عقده دل . غم دل غصه درونی . یا عقده روانی. ناراحتی ها و رنج های شدید و درونی را گویند که براثر عدم ارضا امیال سرکوفته و انجام نشدن آرزوها بر انسان عارض می شود یا عقده عصبی . توده های عصبی کم و بیش بزرگ و کوچک که در مسیر رشته های عصبی باشکال مختلف هلالی بیضوی دوکی شکل و کروی قرار دارند . این عقده ها تجمعی از نورونها می باشند . به همین جهت مراکز کوچک عصبی را در نقاط مختلف از قبیل طرفین ستون فقرات در مجاورت صفاق و غیره تشکیل می دهند و چون در امور غیر ارادی واردند بانها عقده های سمپاتیک نیز گویند . یا عقده گاسر . عقده ایست عصبی و هلالی شکل که الیاف حسی عصب سه قلو از آن مبدائ می گیرند . این عقده در روی سطح قدامی فوقانی استخوان خاره در یک فرو رفتگی به نام فضای مکل قرار دارد . سطح فوقانی عقده مذکور مجاور ام الغلیظ ( سخت شامه ) و سطح تحتانیش روی استخوان خاره تکیه دارد . یا عقده لنفی . توده های سلولی به اندازه های یک ماش تا یک بادام که در مسیر رگهای لنفی قرار دارند و گاهی هم تبدیل باعضائ بزرگی در درون بدن می شوند مانند طحال . عقده های لنفی اکثر دارای ترشح داخلی نیز می باشند و از این لحاظ به غده های مترشح داخلی شباهت می یابند مانند لوزه ها و طحال . کار اصلی غده های لنفی ساختن گلبولهای سفید یک هسته یی کوچک به نام لنفوسیت یا یک هسته ییهای بزرگ است . دیگر از کارهای عقده های لنفی نگهداشتن میکربها و مواد خارجی است و ازین رو به عنوان اعضائ دفاعی بدن به شمار می روند به همین مناسبت است که در صورت شدت عمل و غلبه میکربها این غده ها متورم و چرکی شده و تولید دملهای دردناک داخلی و یا زیر جلدی می کنند غده لنفی .
[complex] [روان شناسی] مجموعه یا نظامی از اندیشه ها یا تکانه های مرتبط و دارای بار عاطفی مشترک که تأثیری نیرومند و معمولاً ناآگاهانه بر نگرش و رفتار دارد
عقده گشا ی
۱ - (صفت ) آن که یا آنچه گرهی را بگشاید . ۲ - آنکه مشکلی را حل کند مشکل گشا . ۳ - ( اسم ) یکی از گوشه های دستگاه شور .
عقده گشایی
۱ - گشودن گره . ۲ - حل مشکل مشکل گشایی .
ابن عقده
محدث زیدی
مجتبی عیوض صحرا ٢١:٢٣ - ١٣٩٦/٠١/١٤
عُقده-
گره،پیچ،چین و شکن،پیوند-غده سرطانی-خفگی،گلو گرفتگی-حرص،حسادت،رَشک،تنگ چشمی،دیده تنگ،بَخیل،غِبطه!
|

شفيق الله مصلح ٠٩:٢٢ - ١٣٩٦/٠٧/٠٢
داشتن دلهورگي در مورد شخصي يا عقده داشتن.
|


نام نویسی   |   ورود