انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

چارک. [ رَ ] (اِ مرکب ) چاووش. (برهان ). نقیب قافله. (برهان ) :
به یک دم هر دو تن از جا بجستند
چو چارک چوب در بیچاره بستند.
نزاری قهستانی.

چارک. [ رَ ] (اِ مرکب ) مخفف چهاریک. ربع. یک چهارم. یک حصه از چهار حصه. || چهاریک من (ده سیر) چهاریک ذرع. (ده گره ) ربع یک من. یک چهارم من. || ربع یک ذرع.یک چهارم ذرع. || ده سیر (در تداول عامه ). || پنجاه (مخفف پنجاه درم که یک چهارم من تبریز باشد). و رجوع به ربع و چاریک و چهاریک شود.

چارک. [ رَ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای توابع بلوک لارستان فارس در کنار بحرالعجم واقع و جزو بنادر محسوب میشود. اهالی آنجا و اکثر لارستان شافعی مذهب می باشند. (مرآت البلدان ج 4 ص 50) و مؤلف فارسنامه ذیل «ناحیه ٔ شیب کوه لارستان » نویسد: قصبه ٔ این ناحیه ٔ «بندر چارک » است بمسافت بیست و پنج فرسخ از شهر لار دور افتاده است... و رجوع به جغرافی سیاسی کیهان ص 483 شود.
چارک
یک چهارم چیزی، یک چهارم من که معادل ده سیراست
( صفت اسم ) چاووش نقیب قافله .
قریه ایست از قرای توابع بلوک لارستان فارس در کنار بحرالعجم واقع و جزو بنادر محسوب میشود .
[quadrant] [پزشکی-دندان پزشکی] هریک از چهار قسمت حاصل از تقسیم قوس های دندانی بالا و پایین به وسیلۀ خط میانی
[ گویش مازنی ] /chaarak/ به اندازه ی یک پابیل & مقیاس وزن برابر سه چهارم کیلوگرم و در مقیاس متریک یک چهارم آن است & گورکن
چارک اول
[first quartile] [آمار] ← چارک پایینی
چارک بادخور
[weather quarter] [حمل ونقل دریایی] چارَکی از شنارو یا ناحیه ای از دریا در کمان چارَک شناور که در طرف بادخور است
چارک بالایی
[upper quartile] [آمار] مقداری که یک چهارم داده ها بزرگ تر از آن باشند متـ . چارک سوم third quartile
چارک پایینی
[lower quartile] [آمار] مقداری که یک چهارم داده ها کمتر از آن باشند متـ . چارک اول first quartile
چارک سوم
[third quartile] [آمار] ← چارک بالایی
چارک شناور
[ship's quarter, quarter] [حمل ونقل دریایی] حدِّفاصل پاشنه تا ورگه در هریک از دو سوی میان خط (centre line)
بندر چارک
بندری از دهستان چارکی بخش لنگه است که در شهرستان لار واقع است . لنگرگاه آن برای کشتی های کوچک مناسب است.
چارک
(رَ) (اِمر.) ۱ - یک چهارم هر چیز. ۲ - واحد وزن، یک چهارم من که معادل ده سیر یا ۷۵٠ گرم می باشد. ۳ - یک چهارم زرع که معادل چهار گره است .
( ~.) [ سنس . ] (ص . اِ.) چاووش، نقیب قافله .
چارک
۱. رونده.
۲. چاووش، نقیب قافله.
۱. یک چهارم چیزی.
۲. یک چهارم من، معادل ده سیر، ۷۵۰ گرم.
۳. یک چهارم ذرع، معادل چهارگره.
امیرمحمد ١٨:٥٩ - ١٣٩٥/٠٥/١٣
در فرهنگ عامی مردم شمیران نام حیوانی بوده است منحوس که شبیه به گربه بوده و به هنگام غروب ناله می کرده است. ایشان بر این باور بودند که ناله این حیوان نزدیک هر خانه ای شنیده شود باعث وقوع حادثه ای ناگوار برای اعضای آن خانه خواهد بود.
در ضمن کودکی که بسیار ناله و شیون می کرده را با این عنوان مورد خطاب قرار می داند که « یال (بچه) مثل چارک ونگ می زند».
|

امیرمحمد ٠٥:٢٦ - ١٣٩٦/٠٣/١١
در برخی شهرستانها و روستاها هنوز از چارک به عنوان واحد اندازه گیری استفاده می شود: در استان ایلام ، واحد چارک برابر دَه سیر یا 750 گرم است (افشار سیستانی ، 1372 ش ، ص 443)؛ در سیستان و بلوچستان ، به عنوان واحد وزن ، نیم چارک برابر با سه کیاس یعنی 150 گرم و معادل دو سیر تبریز و چارک برابر شش کیاس یعنی سیصد گرم و معادل چهار سیر تبریز و به عنوان واحد طول چارک برابر 14 است ، یعنی 75ر13 سانتیمتر (همو، 1371 ش ، ص 398)؛ در استان بوشهر، چارک برابر یک کیلو و هفت مثقال ، یعنی 192ر1032 گرم است (همو، 1369 ش ، ج 2، ص 663)؛ در خوزستان ، چارک برابر 750 گرم (همو، 1373 ش ، ج 2، ص 812) و در شیراز چارک برابر14 من شیراز، یعنی برابر 180 مثقال است (سامی ، ص 624).
|


نام نویسی   |   ورود