برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
جهاد کردن
crusade
jehad (اسم)
جهاد
مهیا
تلاش و کوشش در راه خدا - نام یک قهرمان بزرگ خیلی بزرگ.
محمد رضا
جنگ ، نبرد ، کارزار ، ستیز
شهریار آریابد
در پهلوی " ارتیک " درنسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
ارتیک بزرگ = جهاد اکبر
ارتیک کوچک = جهاد اصغر
ارتیک راه خدا = جهاد فی سبیل ا...
الهه آتش نفس
الهه آتش نفس ( سبا ) : تشریح کلمه ی � جهاد � به سبک سبا : ( ج ، ه ، ا ، د )

از سال 1388 به عنوان فعالیتی در حوزه ی خلاقیت و سرگرمی ، شروع به تشریح کلمات بر اساس تک ، تک ، حروف آن کلمه یا عبارت نمودم و نام آن را � سبک سبا � گذاشتم ( با هدف : انجام یک سرگرمی خلاقانه ، یادگیری و یادآوری بهتر کلمات و مفاهیم ، بیان جامع اما خلاصه ی مطالب مرتبط با یک کلمه و مفهوم )

• ج :

 جوشش محبت و علاقه به کارهای خالصانه و خدا پسندانه ( در راه خدا و برای خدا بدون چشمداشت به پاداش های مادی و دنیوی )

 جلوگیری از نفوذ دشمن ( نفوذ نظامی ، فرهنگی و یا حتی نفوذ اثرات منفی بلایای طبیعی نظیر سیل و زلزله )

 جلوه ای از بروز انسانیت ( از خود گذشتن و نیازها ، آرامش و راحتی فرد دیگری را بر خویشتن ، مقدم داشتن )

• ه :

 هدایتگری و روشنگری ( نظیر جهاد فرهنگی در حین نذر کتاب برای ارتقاء دانائی جامعه )

 هستی بخشی ( نظیر جهاد سلامتی در حین نذر خون در ایام ماه های محرم ، رمضان ، پنج شنبه ی آخر سال و غیره و یا اقدامات جهادی جامعه ی پزشکی برای نجات دادن افراد بیمار و معلول از بیماری و معلولیت )

 هویت بخشی به نیاز های تعالی نفس و خود شکوفائی در انسان در حین انجام کارهای جهادی و داوطلبانه )


• ا :

 انجام کارهای داوطلبانه در حوزه ی سازندگی ، فرهنگی ، درمانی ، علمی / آموزشی و غیره

 ایثار و فداکاری در راه خدا و برای مردم

 آتش به اختیار بودن ( در بسیاری از موارد کارهای جهادی ، فرد بر اساس یک ندا و انگیزه ی درونی قوی برای ایجاد تغییرات مثبت و بدون فشار بیرونی ، کارهای داوطلبانه را در زمان مقتضی انجام می دهد )

 ایجاد حرکت و جوشش های عمومی برای تغییرات الهی و مثبت در جامعه ( بر اساس قوانین الهی ، خداوند همواره یاری گر حق و کوبنده ی باطل است )

• د :

 دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا ( اصل تولی و تبری در فروع دین اسلام )

 دستاوردهای خداپسندانه بدست آوردن برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه ( به طور مثال : کسب دستاورد عمران و آبادانی کشور ، ارتقاء سطح سلامت ، ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه و غیره )
البرزا.
نوعی نبرد برای دستور الهی (ترجمه به جنگیدن صحیح نیست چون معادل جنگیدن، حرب می شود)


نام نویسی   |   ورود