مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

رستاک

معنی اسم رستاک

اسم: رستاک
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: به فتح ر ، شاخه تازه ای که از بیخ درخت در آید ، زاده ی درخت مو

معنی نام رستاک در لغت نامه دهخدا

رستاک. [ رَ ] (اِ) شاخه ٔ تازه ای که از بیخ درخت برآید. (ناظم الاطباء). شاخ تازه را گویند که از بیخ درخت برآید و به ستاک معروف است. (انجمن آرا) (آنندراج ). شاخ تازه ای را گویند که از بیخ درخت برآید و به این معنی با شین نقطه دار هم آمده است. (برهان ). شاخی باشد که از بن درخت گل و غیره بدر آید و رشتاک نیز خوانند. (فرهنگ اوبهی ). ظاهراً باید تصحیفی از ستاک باشد. رجوع به ستاک شود.

معنی نام رستاک در فرهنگ معین

-

معنی نام رستاک در فرهنگ فارسی عمید

رستاک
۱. شاخۀ تازه که از بیخ درخت روییده باشد.
۲. شاخۀ راست و بلند.
پیشنهاد شما در مورد معنی رستاک

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس