مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

سکینه

معنی اسم سکینه

اسم: سکینه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: آرامش، آهستگی، نام دختر امام حسین(ع)

معنی نام سکینه در لغت نامه دهخدا

سکینت. [ س َ ن َ ] (ع اِمص ) آرام و آسایش و آهستگی. (غیاث ). سکینة : چون دید که سفینه ٔ نوح بسلامت بر جودی فراغ قرار گرفت سکینت دل و طمأنینت خاطر او برفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). رجوع به سکینة شود.

سکینة. [ س ِک ْ کی ن َ ] (ع اِمص ) آرامش و آهستگی. || (اِ) کارد. (منتهی الارب ).

سکینه. [ س َ ن َ ] (ع اِمص ) آرامش. (از دهار)(مهذب الاسماء). آرامش و آهستگی. (منتهی الارب ). آرامش دل. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). آرام و آسایش و آهستگی. (آنندراج ) (غیاث ) : قوله تعالی ، و فیه سکینة من ربکم. (قرآن 248/2). || در اصطلاح صوفیان آنچه هنگام نزول غیب در قلب ظاهر شود و آن نوری است که موجب تسکین و آرامش قلب است برای مشاهده کننده و موجب اطمینان میشود و سکینه خود ازمبادی عین الیقین است. (از تعریفات جرجانی ). || (ص ، اِ) باد تیزرو. (آنندراج ) (منتهی الارب ).

سکینه. [ س ُ ک َ ن َ ] (اِخ ) بنت الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام. اسم آن مخدره آمنه و آمینه و امامه و امیه دانسته شده و لقب وی سکینه میباشد و از طرف مادرش رباب بدان ملقب بوده است. سکینه ازپردگیان خانواده ٔ رسالت و نسوان بزرگ اسلام و از اخلاق فاضله و آداب مرضیه و صفات حمیده و از وفور عقل و دانش و جود و کرم و بخشش در مقامی بس بلند و در فنون فصاحت و بلاغت و سخن سنجی از اساتید وقت و سیده ٔ زنان عصر خود و اجمل و اکمل ایشان بود و آستان قوی البنیانش مرجع ادبا و فضلا و شعرا و ارباب کمال بود و شعرا و مشاهیر اهل سخن اشعار و نتایج طبع خود را از نظر آن خاتون میگذرانده و شعرا به صله های فراوان نایل میگردیدند و در داوران به نظر داوری وی تسلیم و متقاعد میگشتند و در وصف دو مخدره سکینه و رباب گفته شده :
کأن اللیل موصول بلیل
اذا زارت سکینة و الرباب.
وفات حضرت سکینه علیهاالسلام بنوشته ٔ ابن خلکان روز پنجشنبه 5 ربیعالاول سال 117 هَ. ق. در مدینه ٔ منوره وقوع یافته. وی درسال 116 در مکه بوده است. (از ریحانة الادب ج 2 صص 208- 210). و رجوع به اعلام النساء ج 2 از صص 202 - 224 شود.

معنی نام سکینه در فرهنگ معین

سکینه
(سَ نَ یا نِ) [ ع . سکینة ] (اِ.) ۱ - آرام ، آرامش . ۲ - وقار. ۳ - آن چه که به دل آرامش و اطمینان بخشد.

معنی نام سکینه در فرهنگ فارسی عمید

سکینه
۱. وقار، طمٲنینه.
۲. مهابت، آرامش، آهستگی.
پیشنهاد شما در مورد معنی سکینه

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس