مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Adventure

تلفظ Adventure
تلفظ Adventure به آمریکاییUs : /ædˈvent͡ʃər/   تلفظ Adventure به انگلیسیUk : /ədˈvent͡ʃə/

ماجرا، مخاطره، حادثه، سرگذشت، ماجراجویی، به مخاطره انداختن، دل به دریا زدن، جرات داشتن، ریسک کردن، (تجارت و غیره) سرمایه گذاری (در کارهای پرمخاطره)، تجارت مخاطره امیز، vt : در معر­ مخاطره گذاشتن، دستخوش حوادک کردن، با تهور مبادرت کردن، دل بدریا زدن، خود را بمخاطره انداختن

معنی Adventure به فارسی

مترادف Adventure

- اسم -
حادثه
accidence , accident , incident , event , adventure , case , phenomenon , fortuity
ماجرا
adventure
مخاطره
adventure , risk , hazard , venture , jeopardy , peril , menace
سرگذشت
event , adventure , narrative , narration , venture , destiny
تجارت مخاطره امیز
adventure
- فعل -
در معرض مخاطره گذاشتن
adventure
دستخوش حوادی کردن
adventure
با تهور مبادرت کردن
adventure
دل بدریا زدن
adventure
خود را بمخاطره انداختن
adventure

معنی کلمه Adventure به انگلیسی

adventure
• magazine from the national geographic society devoted to outdoor adventure excursions
• escapade, exciting experience; risky undertaking
• dare, participate in an exciting experience; endanger oneself, put oneself at risk
• an adventure is a series of events that you become involved in and that are unusual, exciting, and perhaps dangerous.
adventure park
• park for adventure sports (such as rock climbing, boating, etc.)
adventure playground
• an adventure playground is a rough area of land where children can play on special equipment such as climbing frames, ropes, nets, and rubber tyres.
adventure story
• story of an adventure, heroic story
bold adventure
• dangerous adventure, risky activity
romantic adventure
• adventure undertaken for romance
Adventure - املای فارسی: [ادونچر] - اشتباه تایپی: {شیرثدفعقث}
پیشنهاد شما در مورد معنی Adventure

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس