مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Blowzy

تلفظ Blowzy
تلفظ Blowzy به آمریکاییUs : /ˈblaʊzi/   تلفظ Blowzy به انگلیسیUk : /ˈblaʊzi/

پر باد، در معرض باد، چاق و سرخ روی و زمخت، سر  روی، سر  گونه، خشن، زمخت، زن چاق، شلخته

معنی Blowzy به فارسی

مترادف Blowzy

- صفت -
خشن
raucous , rough , harsh , coarse , randy , rude , sore , tough , high , brutish , brute , wooden , blatant , stark , impolite , bearish , churlish , caddish , unkempt , blowsy , blowzy , boorish , indelicate , ragged , brusque , stocky , gruff , hoarse , plebeian , offish , crusty , scabrous , woolly , ungracious , iron-bound , rough-and-ready , rowdy , scraggy , truculent , unmannered
سرخ روی
blowsy , blowzy
سرخ گونه
blowsy , blowzy
زمخت
hard , raucous , rough , coarse , gross , rude , tough , incult , rugged , impolite , churlish , blowsy , blowzy , crude , clumsy , heavyset , hoarse , crass
شلخته
blowzy , sloppy , grubby , slovenly , frumpy , slipshod , frowsy , sordid , frowzy , frumpish , sloven

معنی کلمه Blowzy به انگلیسی

blowzy
• disheveled, slovenly; ruddy of complexion (also blowsy)
Blowzy - املای فارسی: [بلوزی] - اشتباه تایپی: {ذمخصظغ}
پیشنهاد شما در مورد معنی Blowzy

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس