Enable

معنی کلمه Enable به فارسی


قادر ساختن ، وسیله فراهم کردن ، تهیه کردن برای ، اختیار دادن
تپش تواناساز

مترادف Enable

فعل
اختیار دادن
accredit , empower , authorize , enable , authorise
قادر ساختن
enable
توانا ساختن
enable
وسیله فراهم کردن
enable , provide
تهیه کردن برای
enable

معنی Enable به انگلیسی


enable
make possible, make capable; allow, give power to
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه کمپو
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس