F

معنی کلمه F به فارسی


ششمین حرف الفبای انگلیسی
تمام بودن
مدوجزر ، تغییرات روزگار
زودترامده ، رودترراه می افتد
فاصله کانونی
ماهی های اب شیرین
بالنبو ، بارزد
انقوره وبادیجه ومانندانها
روزگاراینده ، عقبی ، اخرت
بزپا ، پابزی
هرجامن میروم ازپی من بیایید
پول فراوان
جنبش برای پیشرفت
پندمراگوش گیرید
مایل به کت اب ، عاشق کتاب
دیوانگی عشق ، جنون عشق
ازدیادترشح شیر
سورا گوش
پرچم سفید
پیشتر ، سابقا ، درقدیم ، قدیما ، مال سابق
بسبکانگلیسی ها
تایک انداره یی ، یک جوری
نشاسته ، اهار
پس وپیش ، عقب و جلو
نیت بد
پیش یاپس از
شکستگی استخوان بازخم
مانندخرچنگ ، خرچنگ وار
نوشابه زیادخورده ، مست لایعقل
خشکبار ، اجیل
قوش طور ، قوش ماده
ازسرتاپا
یک تای دیگربزنید
انقوره وبادیجه ومانندانها
خدانکند ، حاشا
زرهیجده عیار
خوش قلبی ، مهربانی
عین فاحش ، کلاه برداری بزرگ
خدانکند ، حاشا
هنری یکم ، هنری اول
در 6جلد ورق بزرگ
میدان مغناطیسی
وزارت دارایی
رفیق ، بنده خدا
خل مادرزاد
زمین نفت خیز
شاهین ، شاهبان
شخصبرجسته یابانفوذ
بیچاره
دبه باروت
خیانت
هنگ پیاده
جنگ وگریز
گناه جسم
نرم
جنگ اشکاریاعلنی
پنجبرگ ردیف ویکرنگ
این دلیل نمیشود
سه انگشتی
کاری رابه اسانی انجام دادن
پرچم سفید
به اسانی ، ماننداب
باتقدیم احترامات

مترادف F

معنی F به انگلیسی


F
musical note
F
Fahrenheit (temperature scale)
f
six letter of the English alphabet
F Scott Fitzgerald
(1896-1940) United States novelist, author of "The Great Gatsby"
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه کمپو نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس