N

معنی کلمه N به فارسی


چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی ، چهاردهم
دستور العمل با N نشانی
N تایی
عمل N تایی
N تایی
عمل N تایی
عملگر N تایی
مکعب N بعدی
منطق N سطحی
N جایی
ماده نوع 'ان '
نیمه هادی نوع N
گزینه N راهی
زمین ، خشکی ، خاک ، سر زمین ، دیار ، کشور ، قوم ، مردم ، ملت ، ملک ، خطه ،
گردونه کوچکی که پوششی دارد
خرچنگی که در زمین زندگی می کند ولی در دریا تخم می ریزد
ورود بخشکی ، دیدار خشکی ، زمینی که ناگهان بمیراک کسی درآید
نیروی زمینی
لف لف ، لپ لپ ، لیس ، لیسه ، بازبان خوری ، خوردن خیزاب بکنار دریا
سنگ کوچک ، خرده سنگ آتش فشانی ،
در روم باستان نام یکی از خدایان حامی خانه ، خدای خانگی ،
آزادی ، آزادانه ، مفصلا ، بطور کلی ، سر بسته ، همینطوری ، بتفضیل ،
آبی که از روی سدیابندی روان میشود ، بند ، سد ، شلاق زننده ، طنزگو ،
دختر بچه ، معشوقه
قالب کفشدوزی ، قالب کردن ،

مترادف N

معنی N به انگلیسی


n
14th letter of the alphabet
N
odorless colorless non-metallic element, dominant element in the atmosphere (Chemistry)
N
direction that is opposite south on the compass
N
coming from or situated in the north
N A
not available (Internet abbreviation)
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس