مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Scallion

تلفظ Scallion
تلفظ Scallion به آمریکاییUs : /ˈskæljən/   تلفظ Scallion به انگلیسیUk : /ˈskæljən/

انواع گیاهان خوراکی پیاز مانند: موسیر، تره، پیازچه (و غیره)، موسیر، تره فرنگی، پیازی شدن

معنی Scallion به فارسی

مترادف Scallion

- اسم -
پیازچه
chive , scallion , green onion
تره فرنگی
scallion , houseleek , leek
موسیر
scallion , shallot

معنی کلمه Scallion به انگلیسی

scallion
• vegetable that resembles an onion (such as a shallot or leek); green onion, variety of onion that does not form a large bulb
Scallion - املای فارسی: [سکللین] - اشتباه تایپی: {سزشممهخد}
پیشنهاد شما در مورد معنی Scallion

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس