Scallion

معنی کلمه Scallion به فارسی


گ ، ش ، موسیر ، تره فرنگی ، پیازچه ، پیازی شدن

مترادف Scallion

اسم
پیازچه
chive , scallion , green onion
تره فرنگی
scallion , houseleek , leek
موسیر
scallion , shallot

معنی Scallion به انگلیسی


scallion
vegetable that resembles an onion (such as a shallot or leek); green onion, variety of onion that does not form a large bulb
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه آنالی نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس