Swag

معنی کلمه Swag به فارسی


تاب خوردن تلوتلو خوردن ، بنوسان دراوردن ، تاب دادن ، غارت ، گودال ، استخر ، کوله پشتی

مترادف Swag

اسم
کوله پشتی
pack , backpack , knapsack , swag , pack sack
گودال
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
فعل
تاب دادن
swing , swag , twist
بنوسان دراوردن
swag
تاب خوردن، تلوتلو خوردن
swag

معنی Swag به انگلیسی


swag
decorative curtain or other hanging draped in a curve from two points; loot, stolen goods (Slang); swagman's pack or bundle containing personal belongings (Australian)
swag
walk unsteadily, sway; droop, sag; travel around carrying one's personal belongings in a pack or swag (Australian)
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس