مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Swag

تلفظ Swag
تلفظ Swag به آمریکاییUs : /swæɡ/   تلفظ Swag به انگلیسیUk : /swæɡ/

(عامیانه) مقدار زیاد، یک عالمه، پس و پیش رفتن، تلوتلو خوردن، لقیدن، لقاندن، یک وری شدن، آویخته شدن، آویزان شدن، تکان، یک وری شدگی، هر گونه آذین آویخته، با تزیینات آویزان زینت کردن، (خودمانی) مال دزدی، پول سرقت شده، غارت، یغما، (استرالیا) بقچه ی لباس (مال کارگران دوره گرد)، تاب خوردن تلوتلو خوردن، بنوسان دراوردن، تاب دادن، گودال، استخر، کوله پشتی

معنی Swag به فارسی

مترادف Swag

- اسم -
کوله پشتی
pack , backpack , knapsack , swag , pack sack
گودال
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
- فعل -
تاب دادن
swing , swag , twist
بنوسان دراوردن
swag
تاب خوردن، تلوتلو خوردن
swag

معنی کلمه Swag به انگلیسی

swag
• decorative curtain or other hanging draped in a curve from two points; loot, stolen goods (slang); swagman's pack or bundle containing personal belongings (australian)
• walk unsteadily, sway; droop, sag; travel around carrying one's personal belongings in a pack or swag (australian)
Swag - املای فارسی: [سوگ] - اشتباه تایپی: {سصشل}
پیشنهاد شما در مورد معنی Swag

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس