مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Timid

تلفظ Timid
تلفظ Timid به آمریکاییUs : /ˈtɪməd/   تلفظ Timid به انگلیسیUk : /ˈtɪmɪd/

کمرو، پرآزرم، محجوب، خجالتی، کمرویانه، محجوبانه، ترسو، بزدل

معنی Timid به فارسی

مترادف Timid

- صفت -
کمرو
sham , weak , shy , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , coy , cagey , meticulous , sheepish , blate , cagy , chary , chicken-livered , unassertive
محجوب
shy , bashful , timid , unobtrusive , diffident , decent , blate , unassertive
خجالتی
embarrassed , shy , bashful , shamefaced , self-conscious , timid , coy
خجالت کش
embarrassed , bashful , shamefaced , timid
ترسو
captive , shy , yellow , chicken-hearted , bashful , shamefaced , timid , meticulous , sheepish , timorous , skittish , pusillanimous , chicken-livered , lily-livered , gun-shy , poor-spirited , pigeon-hearted , weak-hearted

معنی کلمه Timid به انگلیسی

timid
• shy, bashful, fearful, retiring
• timid people or animals are shy, nervous, and have no courage or self-confidence.
Timid - املای فارسی: [تیعمید] - اشتباه تایپی: {فهئهی}
پیشنهاد شما در مورد معنی Timid

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس