معنی کلمه Tomb به فارسی

Tomb
گور، ارامگاه‌، قبر، در گرو قرار دادن‌، مقبره‌.
Tombac
مسبار، مط‌لا، فلز زرورق‌.
Tombless
بی‌ ارامگاه‌، گورگم‌.
Tombola
نوعی‌ قمار شبیه‌ لوتو.
Tomboy
دختر پسروار.
Tomboyish
(دختر) مثل‌ پسرها.
Tombstone
سنگ‌ قبر.
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
شبکه مترجمین ایران سامانه ارسال پیامک افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس