مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Trend

تلفظ Trend
تلفظ Trend به آمریکاییUs : /ˈtrend/   تلفظ Trend به انگلیسیUk : /trend/

گرایش، روند، روال، منوال، تمایل، جهت، رویه، راستا، امتداد، مسیر، گذر راه، امتداد داشتن، راستا داشتن، رو به (سویی) رفتن، گرایش داشتن، تمایل داشتن، مد، باب روز، رواج، الودگی لوزه وحلق وگلو با سیل

معنی Trend به فارسی

(گرایش یا مد جدیدی را) باب کردن، رواج دادن

مترادف Trend

- اسم -
تمایل
hang , addiction , inclination , appetence , appetency , disposition , liking , tendency , sentiment , trend , would , leaning , turn , anxiety , nisus , gust , gravitation , roll , streak , tilt , inclining , recumbency , fantasy , preoccupation , tenor , declination , yen , proclivity
گرایش
inspiration , orientation , tendency , trend , propensity , attitude , tropism , gravitation , ism

معنی کلمه Trend به انگلیسی

trend
• tendency, course, bearing; fashion, mode
• slope, incline towards, stretch; have a tendency for; veer in a certain direction
• a trend is a change or development towards something new or different.
trend analysis
• analysis of the general movement or tendency
trend micro, inc•
• japanese developer and manufacturer of security goods and services for computers and internet
trend scout
• person who looks for and discovers new trends
trend setter
• a trend-setter is a person or institution that starts a new fashion or trend.
clear trend
• obvious tendency, clear direction
downside trend
• gradual decline in the stock quotation index
neutral trend
• upward trend in certain stocks and a downward trend in others
upside trend
• gradual increase in the rate of a meter in a taxi
Trend - املای فارسی: [ترند] - اشتباه تایپی: {فقثدی}
پیشنهاد شما در مورد معنی Trend

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس