اشاره کردن

معنی کلمه اشاره کردن به انگلیسی


advert , gesticulate , hint , indicate , motion , refer , signal , touch , wave
allude , designate , mention , notice
nod

مترادف اشاره کردن


فعل
point
نشان دادن , اشاره کردن , متوجه ساختن , گوشه دار کردن , تیز کردن , نوک گذاشتن , خاطر نشان کردن , نقطه گذاری کردن , نوک دار کردن
motion
پیشنهاد کردن , اشاره کردن
mention
اشاره کردن , ذکر کردن , نام بردن
hint
اشاره کردن
sign
اشاره کردن , پاراف کردن , امضاء کردن
allude
اظهار کردن , اشاره کردن , مربوط بودن به , گریز زدن به
nudge
اشاره کردن , با ارنج زدن
insinuate
اشاره کردن , داخل کردن , تلقین کردن , به اشاره فهماندن , بطور ضمنی فهماندن
imply
اشاره کردن , رساندن , دلالت ضمنی کردن بر , اشاره داشتن بر
cue
اشاره کردن , راهنمایی کردن , با چوب بیلیارد زدن , صف بستن
beckon
اشاره کردن , با اشاره صدا زدن
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس