مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

سرعت


تلفظ speed به آمریکاییتلفظ speed به انگلیسی speed
تلفظ rapidity velocity به آمریکاییتلفظ rapidity velocity به انگلیسی rapidity velocity
تلفظ celerity به آمریکاییتلفظ celerity به انگلیسی celerity
تلفظ clip به آمریکاییتلفظ clip به انگلیسی clip
تلفظ dispatch به آمریکاییتلفظ dispatch به انگلیسی dispatch
تلفظ expedition به آمریکاییتلفظ expedition به انگلیسی expedition
تلفظ fastness به آمریکاییتلفظ fastness به انگلیسی fastness
تلفظ fleetness به آمریکاییتلفظ fleetness به انگلیسی fleetness
تلفظ haste به آمریکاییتلفظ haste به انگلیسی haste
تلفظ promptness به آمریکاییتلفظ promptness به انگلیسی promptness
تلفظ quickness به آمریکاییتلفظ quickness به انگلیسی quickness
تلفظ rapidity به آمریکاییتلفظ rapidity به انگلیسی rapidity
تلفظ speediness به آمریکاییتلفظ speediness به انگلیسی speediness
تلفظ swiftness به آمریکاییتلفظ swiftness به انگلیسی swiftness

معنی سرعت به انگلیسی

muzzle velocity
tempo
speedup
presence of mind, quickness of apprehension
hasty discharge
accelerate
cruise
pace
speedometer, tachometer, log
quicken, rev
to exceed the speed limit
muzzle velocity
lick
speedometer
time
promptitude, reflexes
speeding
subsonic
pace
rev, to drive fast(er), to step on the gas
escape velocity
rumble strip
acceleration, pickup
frequent pulse
tachograph
speedometer
airspeed
airspeed
dart
zoom
skyrocket
skyrocket, zoom
bob
whisk
apace, double-quick, quickly, rapidly, speedily, swiftly, betimes, at once
lash
whirl
spin
whirl
snowball
hustle
race
flash, skip
speed
snowball
shuttle
shuttle
rush
pop, speed
flush
flush
flee
post
blaze
speed
rush
douse
flash, rush, speed
whirl
elude
spin
spin
crash
speed
bob
slowdown
toboggan
draggy, slow, sluggish, tardy

مترادف کلمه سرعت

- اسم -
acceleration
شتاب ، سرعت ، تسریع ، افزایش سرعت ، تندی ، تعجیل
haste
شتاب ، سرعت ، عجله
speed
شتاب ، سرعت ، تندی ، وضع ، حالت ، کامیابی ، میزان شتاب ، درجه تندی
velocity
شتاب ، سرعت ، تندی
rapidity
سرعت ، تندی
rate
سرعت ، میزان ، روش ، نرخ ، درچند
pace
سرعت ، تندی ، شیوه ، قدم ، گام
expedition
سرعت ، تسریع ، سفر ، اردوکشی ، هیئت اعزامی
celerity
سرعت ، تندی ، چابکی
promptitude
سرعت ، چالاکی ، فوریت ، زرنگی ، سریع العملی
fastness
سرعت ، تندی ، استواری ، سفتی ، محکمی
headway
سرعت ، پیشرفت ، بلندی طاق
speeding
سرعت
quickness
سرعت ، فرزی
پیشنهاد شما در مورد معنی سرعت

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس