قابلمه

معنی کلمه قابلمه به انگلیسی


saucepan, pot, casserole, steam-tight stewpan for keeping food hot

مترادف قابلمه


اسم
autoclave
قابلمه , دیگ زودپز
pot
قابلمه , دیگ , سبو , گلدان , کتری , دیگچه , قوری , اب پاش , ماری جوانا وسایرمواد مخدره , هر چیز برجسته و دیگ مانند
saucepan
قابلمه , ماهی تابه , روغن دان , کماجدان
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه آنالی نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس