مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

قابلمه


تلفظ saucepan به آمریکاییتلفظ saucepan به انگلیسی saucepan
تلفظ pot به آمریکاییتلفظ pot به انگلیسی pot
تلفظ casserole به آمریکاییتلفظ casserole به انگلیسی casserole
تلفظ steam-tight stewpan for keeping food hot به آمریکاییتلفظ steam-tight stewpan for keeping food hot به انگلیسی steam-tight stewpan for keeping food hot
تلفظ dinner-pail به آمریکاییتلفظ dinner-pail به انگلیسی dinner-pail
تلفظ tiffin-carrier به آمریکاییتلفظ tiffin-carrier به انگلیسی tiffin-carrier

معنی قابلمه به انگلیسی

مترادف کلمه قابلمه

- اسم -
autoclave
قابلمه ، دیگ زودپز
pot
قابلمه ، دیگ ، سبو ، گلدان ، کتری ، دیگچه ، قوری ، اب پاش ، ماری جوانا وسایرمواد مخدره ، هر چیز برجسته و دیگ مانند
saucepan
قابلمه ، ماهی تابه ، روغن دان ، کماجدان

پیشنهاد شما در مورد معنی قابلمه


افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس