معنی کلمه آذری به فارسی

آذری
منسوب به آذربایگان ( آذربایجان ) 1 - نام زبان قدیم سکنه آذربایجان که یکی از لهجه های ایرانی بوده و اکنون نیز در بعضی قرای آن ایالت و قسمتی از قفقاز به آن تکلم می کنند . 2 - ترکان عثمانی و بتبع آنان بعضی خاور شناسان [ آذری ] را بلهجه ترکی معمول در آذربایجان اطلاق کرده اند.
( صفت ) 1 - منسوب به آذربایجان ( آذربایگان ) . 2 - نام زبان قدیم سکن. آذربایجان
منسوب به آذر شیخ نورالدین حمزه بن عبدالملک بیهقی
آذری طوس
نام مسهلی است
آذری طوسی
نور الدین حمزه بن علی ملک طوسی بیهقی اسفراینی . نسب وی به احمد ابن محمد زمجی هاشمی مروزی می رسد. او از پیشوایان متصوفه و از دانشمندان و ادیبان و شاعران بنام قرن نهم هجری است . وجه تسمیه وی بنا بقول خود او بجهت تولد اوست در ماه آذر . آذری تغییر حالی یافت و در سلک درویشی در آمد و صحبت محیی الدین غزالی طوسی یافت و از او اخذ طریقت و حدیث کرد و همراه او سفری بحج رفت سپس به هندوستان شد و از دهلی بدکن رفت و به درگاه احمدشاه بهمنی در آمد و به دستور او سرودن منظومه [ بهمن نامه ] را آغاز کرد و از او صله یافت . وی پس از سفرهند سی سال در اسفراین بفراغ خاطر زندگی کرد و بتدریج هر چه از بهمن نامه بنظم می آورد بدارالملک دکن می فرستاد آذری در 866 ق . در همین شهر در گذشت . از آثار اوست : [ سعی الصفائ ] در مناسک حج [ طغرای همایون ] [ جواهر الاسرار] (6 ه. م . ) [ بهمن نامه ] [ مرات غرائب الدنیا و عجایب الاعلا ] در مطالبات فلسفی [ دیوان اشعار] مشتمل بر قصاید و غزلیات و ترکیب بند و ترجیح بند و قطعات و رباعیات و بسیاری از قصاید وی در مدح اهل بیت است .
زبان آذری
لهجه ای از فارسی قدیم که در آذربایجان متداول بوده است
آذریاس
صمغ سداب کوهی
آذریان
امتان آذرهوشنگ
آذرین
( صفت ) 1 - منسوب به آذر آتشین . 2 - قسمی از گل بابونه اقحوان با بون. گاو چشم .
بابونه
آذریون
1- ( صفت ) آذرگون آتشفام آتش رنگ . 2 - ( اسم ) نوعی از شقایق 3- بخور مریم 4 - گل نگونساز 1 - آفتاب گردان ( منظور قدما بیشتر همین گل بوده .)
گلی باشد زرد
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
شبکه مترجمین ایران سامانه ارسال پیامک افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس