معنی کلمه اریکه به فارسی

اریکه
سریر, سریرمزین وفاخر, تخت, تخت آراسته که بر آن بنشینند, تخت پادشاهی, اورنگ, ارائک جمع
( اسم ) تخت تخت آراسته تختی که در خان. عروس یعنی حجله نهند هر چه که بر آن تکیه زنند و بنشینند از تخت و منصه و فراش و بستر سریر اورنگ .
یکی از دو کوه اریکتان است
اریکه نشین
تخت نشین
آب باریکه
( اسم ) 1 - آب کم . 2 - در آمد اندک دخل کم.
باریکه
باریک چیز کم
تاریکه
ده کوچکی از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج کوهستانی و سردسیر است .
داریکه
قسمت بالای دارها
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
شبکه مترجمین ایران سامانه ارسال پیامک افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس