معنی کلمه اعمی به فارسی

اعمی
کور, نابینا
( صفت ) کور نابینا مقابل بینا بصیر .
سلیمان بن ولید انصاری
ابو اعمی
موش کور انگشت
اعمی القلب
( صفت ) کور دل .
اعمی دل
( صفت ) کوردل کورباطن .
کور دل . بی بصیرت
اعمی دیده
کور چشم نابینا
اعمی شدن
کور شدن . نابینا گردیدن
اعمی فطری
کور مادر زاد
اعمی وش
کور مانند بسان کور
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
شبکه مترجمین ایران سامانه ارسال پیامک افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس