مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

افاده

/'efAde/

معنی افاده در لغت نامه دهخدا

افادت. [ اِ دَ ] (ع مص ) افادة. برسولی نزد کسی آمدن. (منتهی الارب ). || فایده دادن. (منتهی الارب ). سود دادن. سود بخشیدن. فایدة. رجوع به این کلمه شود : تا شنوندگان و خوانندگان را افادت باشد. (مقدمه ٔ اسدی ).
پس تعلیم دیگران که اگر به افادت دیگران مشغول شده و در نصیب خویش غفلت ورزد همچون چشمه ای باشد که از آب همگنان را منفعت حاصل می آید و او از آن بیخبر. (کلیله و دمنه ). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن ننمود.(سندبادنامه ص 54).
- افادت اثر ؛ اثر فایده داشتن. فایده داشتن. فایدت دادن : کتاب افادت اثر حبیب السیر. (حبیب السیر ج 3 ص 323). کتاب افادت اثر حبیب السیر مشتمل بر تعیین وقایع ایام سلطنت خانان ترکستان. (حبیب السیر ج 3 ص 1).
- افادت ارتسام ؛ فایده دارنده. منفعت دهنده : این کتاب افادت ارتسام بمیل تمام و رغبت لاکلام. (حبیب السیر ج 3 ص 2).
- افادت ایاب ومطالعه ٔ آن حضرت را به آن کتاب افادت ایاب حواله نماید :. (حبیب السیر ص 123).
|| (اِ) فیس. ناز. کبر. افاده رجوع به افاده شود :
نشنود گوئی ز پیغمبر بدین اندر سخن
بر سر کرسی ترا چندین افادت چیست پس.
ناصرخسرو.

افادة. [اِ دَ ] (ع مص ) فایده گرفتن. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). کسب فائده کردن. (از اقرب الموارد). چیزی ستاندن از کسی. (مؤیدالفضلا) (آنندراج ). || فایده دادن. (منتهی الارب ) (مؤیدالفضلا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ). عطا کردن مال را بکسی. (از اقرب الموارد). به این دو معنی هم واوی و هم یایی باشد و از لغات اضداد است. و چون یایی باشد بهره گرفتن از علم و مال و بهره دادن هر دو باشد. و فی المصباح : «و قالوا استفاد مالاً استفادة و کرهوا ان یقال افاد الرجل مالاً افادة»؛ ای استفاده. قال العرب یقوله کقوله : «مهلک مفید»؛ ای مستفید مال. (از اقرب الموارد) : ولا یفیده الفائدة من جمیع الجهات و لایعید عاید. (تاریخ بیهقی ص 299). || هلاک کردن کسی را. میرانیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بهلاکت رساندن و میرانیدن کسی را. (از اقرب الموارد). به این معنی اجوف واوی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ولی در اقرب الموارد این معنی ذیل افاده واوی و یایی هر دو آمده است. دریایی آرد: افاد الرجل و غیره ؛ اماته. و منه : «افاد الجزور؛ نحرها». (از اقرب الموارد). || پاکیزه کردن نان را از خاکستر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و به این معنی یایی باشد. (ناظم الاطباء). || برسولی آمدن نزد کسی. (منتهی الارب ). مصدر «وفد» ثلاثی است که واو بدل بهمزه شده است.

افاده. [ اِ دَ / دِ ] (از ع ، اِمص ) در تداول عامیانه ، کبر. برتنی. خودفروشی. تکبر. فیس. نخوت. عجب. (یادداشت بخط مؤلف ). مأخوذ از تازی ، اظهار فضل و شرف در صورتی که دارای آن نباشد. (ناظم الاطباء).
- افاده کردن ؛ کبر نمودن. فیس کردن. (یادداشت بخط مؤلف ). بخود بستن فضل و شرف. (ناظم الاطباء). افاده فروختن. رجوع به افاده فروختن و کردن شود.
- بی افاده ؛ بی کبر. بی نخوت. غیرمتکبر.
- پرافاده ؛ پرنخوت. بسیار متکبر. بسیار خودبین.
|| مأخوذ از تازی ؛ بخشش. فایده. (ناظم الاطباء).

معنی افاده به فارسی

افاده/'efAde/
• افادت: فایده دادن، فایده رساندن ، فایده گرفتن ، درفارسی افاده به معنی تکبر وخودبینی وخودنمایی هم گفته میشود
• ۱ - ( مصدر ) فایده دادن سود رسانیدن ۲ - ( اسم ) تکبر خودبینی . جمع : افادات . یا افاد. کلام . مفهوم سخن معنی آن .
• فایده گرفتن . کسب فائده کردن
• ۱. باد، پز، تبختر، تفرعن، تکبر، خودبینی، فیس، منی، نخوت ۲. بهرهدهی، سودرسانی
• ( مصدر ) فایده بخشیدن سود دادن .
• در تداول بمعنی افاده کردن تکبر کردن .
• فایده بخشیدن فایده دادن
• ( صفت ) پر ادعا .

معنی افاده در فرهنگ معین

افاده
(اِ دِ) [ ع . افادة ] ۱ - (مص م .) فایده رساندن ، سود دادن . ۲ - (اِمص .) تکبر، خودبینی .

معنی افاده در فرهنگ فارسی عمید

افاده
۱. تکبر، خودبینی، خودنمایی.
۲. فایده دادن، فایده رساندن.
۳. فایده گرفتن.

معنی افاده به انگلیسی

- اسم -
pride
تکبر ، غرور ، عظمت ، افتخار ، مباهات ، فخر ، سرافرازی ، برتنی ، افاده ، سبب مباهات
snobbery
افاده ، رفتار از روی خودستایی ، افاده فروشی
snobbism
افاده

معنی کلمه افاده به عربی

افاده
فکر
متعجرف
افاده - اشتباه تایپی: {hthni} - آوا: /'efAde/ - نقش: اسم
پیشنهاد شما در مورد معنی افاده

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس