امشی

معنی امشی در لغت نامه دهخدا


امشی. [ اِ ] (اِ) دارویی از مواد نفتی که آن رابرای دفع حشرات بخصوص مگس با تلمبه بهوا می پاشند.

معنی امشی به فارسی


دارویی از مواد نفتی که آنرا برای دفع حشرات بخصوص مگس با تلمبه بهوا می پاشند .
تلمبه ای که با آن امشی می پاشند
زدن تلمبه امشی تا امشی بپاشد

معنی امشی در فرهنگ معین


(اِ) [ انگ . ] (اِ.) محلول حشره کش .

معنی امشی در فرهنگ فارسی عمید


-
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه کمپو نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس