اژنگ

معنی کلمه اژنگ به فارسی


اژنگ, آزنگ: چین وچروک, چین وشکن, چین وچروک که درچهره یاابروپیداشودازپیری یاخشم
( اسم ) چین پیشانی و روی و اندام .

معنی اژنگ در لغت نامه دهخدا


اژنگ .
[ اَ ژَ ] (اِ) چین پیشانی و روی و اندام .
(برهان ) (غیاث ).
چین که از پیری یا غضب باشد.
شکنج روی .
آژنگ : اگر ز طبع روان تو راستی یابد جبین آب ، کجا یابد از نسیم اژنگ .
منصور شیرازی .
- اژنگ بر جبین افتادن ؛ کنایه از عبوس و ترش روی شدن باشد بهنگام غضب : اگر در جبین تو افتد اژنگ فتد لرزه اندر تن شاه زنگ .
؟ (از فرهنگ سروری ).

معنی اژنگ در فرهنگ لغت معین


(اَ ژَ) (اِ.) نک آژنگ .

معنی اژنگ در فرهنگ عمید


= آژنگ

معنی اژنگ به انگلیسی


اسم
wrinkle
چین , چروک , چین خوردگی , اژنگ
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه کمپو
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس