تندیس

معنی کلمه تندیس به فارسی


تن مانند, پیکر, تمثال, تصویر, کالبد, مجسمه
( اسم ) 1 - صورت تصویر تمثال . 2- مجسمه. 3 - پیکر جثه . 4 - کالبد قالب .

معنی تندیس در لغت نامه دهخدا


تندیس. [ ت َ ] (اِ مرکب ) بمعنی تن مانند است ، چه دیس بمعنی مانند باشد و بمعنی صورت و تمثال و پیکر و کالبد و قالب و جثه نیز آمده است اعم از انسان و حیوانات دیگر. (برهان ) (از ناظم الاطباء). بمعنی تندس. (فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ).از: تن + دیس ، جزو دوم از مصدر «دئس » اوستایی بمعنی نمودن و نشان دادن ، یعنی تن نما، و این جزو بصورت پسوند در فرخاردیس و طاقدیس هم دیده میشود. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
نگارند تندیس او گر بکوه
ز سنگ وقارش شود کُه ستوه.
دقیقی.
دو تندیس از زر برانگیخته
ز هرصورتی قالبی ریخته.
نظامی.
رجوع به فرهنگ ایران باستان ص 261، ذیل شبدیز وتندس و تندسه و تندیسه شود.

معنی تندیس در فرهنگ لغت معین


(تَ) (اِمر.) 1 - صورت ، تصویر. 2 - مجسمه .

معنی تندیس در فرهنگ عمید


۱. مجسمه. ۲. پیکر؛ کالبد. ۳. تمثال؛ تصویر: نگارند تندیس او گر به کوه / ز سنگ وقارش شود کُه ستوه (دقیقی: ۱۱۴).

معنی تندیس به انگلیسی


اسم
statue
پیکر , مجسمه , تمثال , هیکل , تندیس , پیکره
icon
پیکر , تصویر , تمثال , شمایل , تندیس
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه آنالی نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس