کسب درآمد اینترنتی
معنی کلمه ذمه‌ به فارسی

ذمه
امان, عهدوپیمان, زینهار, ذمم جمع
1 - ( اسم ) کفایت ضمانت . 2 - نتیجه ای که از تعهد حاصل شود . 3 - ( اسم ) عهد پیمان ضمان زینهار یا اهل ذمه اهل کتاب از زردشتیان جهودان و ترسایان که در سرزمین مسلمانان زندگی کنند ( با شروط ذمه ) .
سخت شدن گرما .
اهل ذمه
کافران مطیع پادشاه اسلام
اهل عهد و ذمه
باج گذار . خراج گذار
تمسک ذمه
سند ذمه
اذمه
جمع ذمام به معنی حق و حرمت
( اسم ) جمع : ذمام و جج . ذمه حقوق حرمتها آبروها .
اهل الذمه
( اسم ) کتابیان ( جهودان ترسایان گبران )که جزیت پردازند و در پناه مسلمانان محفوظ باشند اقیلتهای مذهبی .
بریئ الذمه
آنکه تعهدی یا دینی برعهد ندارد . کسی که ذمه وی از دین یا تعهد در قبال دیگران فارغ باشد آنکه تعهد خود را انجام داده و دین خود را پرداخته است و فراغ ذمه یافته بریئ الساحه مقابل مشغول الذمه .
آنکه تعهدی یا دینی بر عهده ندارد کسی که ذمه وی از دین یا تعهد در قبال دیگران فارغ باشد .
ذمذمه
کم کردن بخشش بکسی را .
شرذمه
جماعت کمی ازمردم, مقدارکمی ازچیزی, شراذیم
( اسم ) 1 - گروه اندک از مردان . 2 - مقدار کم از چیزی قدر قلیل . 3 - قطعه پاره جمع : شراذم شراذیم .
گروه اندک یک مشت مشتی گروهی
مافی الذمه
آنچه بر عهده کسی است
مشغول الذمه
کسی که تعهد خود را انجام نداده و دین خود را نپرداخته مقابل بریئ الذمه .
کسیکه تعهد خود را بجای نیاورده و دین خود را نپرداخته باشد .
وذمه
روده و شکنبه یکی و ذم
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری فایرفاکس افزونه دیکشنری کروم
فروشگاه کمپو لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس