معنی کلمه رخشان به فارسی

رخشان
درخشان, تابان, رخشاهم گویند
( صفت ) رخشنده درخشنده درخشان تابان .
یا رخشان صفت فاعلی حالی از رخشیدن تابان و روشن و درخشان .
سرای هفت رخشان
کنایه از آسمان
هفت رخشان
هفت کوکب هفت سیاره .
کنایه از هفت کوکب است که سبعه سیاره باشد
برخشان
نام قریه ای به ماورائ النهر .
درخشان
درخشنده, روشنایی, روشن, تابان, رخشان
( صفت ) تابان تابنده درخشنده .
رخشاندن
رخشانیدن تابانیدن درخشانیدن
رخشانیدن
یا رخشانیدن رخشاندن درخشانیدن
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری فایرفاکس افزونه دیکشنری کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس