سهی

معنی کلمه سهی به فارسی


راست, رسته, ایستاده, کشیده, صفت سرو, سروسهی, سها
( صفت ) 1 - راست رسته مستقیم روییده : سرو سهی . 2 - تازه نوچه نوجوان .
نام ستاره
( صفت ) راست بالا .
بلند قامت
کشیده راست بالا
سرو راست سرو کشیده قامت بلند
بلند بالا قامت رسا
سهی قامت بلند قامت موزون اندام
نام لحن یازدهم از سی لحن باربد .

معنی سهی در لغت نامه دهخدا


سهی. [ س َ ] (ص ) راست و درست را گویند عموماً و هر چیز راست رسته را خوانند خصوصاً. (برهان ). راست عموماً و سروی که بغایت راست باشد خصوصاً. (غیاث ) :
بزد بر میان درخت سهی
گذاره شد آن تیر شاهنشهی.
فردوسی.
رجوع به سرو سهی شود. || تازه و نوچه و نوجان. (برهان ).

سهی. [ س ُ ها ] (اِخ ) نام ستاره ای :
حکم او مالک قلوب و رقاب
رای او افسر سهیل و سهی.
ناصرخسرو.
رجوع به سها شود.

معنی سهی در فرهنگ لغت معین


(سَ) (ص .) 1 - راست ، راست رسته . 2 - تازه .
( ~ .) (ص مر.) راست بالا.

معنی سهی در فرهنگ عمید


= سها
راست و بلند: چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان / کآید به جلوه سرو صنوبرخرام ما (حافظ: ۳۸).
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
ترجمه آنلاین فروشگاه آنالی نرم افزاری مریم پیام نگار
تبلیغات در آبادیس