مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

عقرب

/'aqrab/

معنی عقرب در لغت نامه دهخدا

عقرب. [ ع َ رَ ] (ع اِ) کژدم. (منتهی الارب ) (دهار). جانورکی است از هوام ، زهردار و انواع آن بسیار است. کنیه ٔ وی ام عِریَط و ام ساهرة است. عقرب بر نر و ماده ٔ آن اطلاق میشود ولی غالباً در ماده بکار میرود و نر آن را عقربان گویند. و ماده را نیز گاهی عقربة نامند. (از اقرب الموارد). به عربی اسم کژدم ، و آن شیّاله و جرّاره و الوان می باشد، و آنچه در حین حرکت دنباله را بلند دارد شیاله نامند و آنچه دنباله را کشدجراره ، و او از شیاله کوچکتر می باشد. و زبون ترین اقسام او سیاه و پردار است ، و بهترین او در مداوا زرد شیاله است. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). به پارسی کژدم خوانند و به یونانی سقرنیوس. بهترین وی نر بود و نشانه ٔ نر آن بود که ضعیف و لاغر بود و نیش وی سطبر بود، وماده ٔ وی فربه و بزرگ بود و نیش وی باریک بود. (از اختیارات بدیعی ). به پارسی کژدم را گویند و هندوی پنچهو گوید. (از تذکره ٔ ضریر انطاکی ). کژدم. کزدم. کج دم. دم کژ. شبوة. دم کج. رُشک. (لغت محلی شوشتر). ابوفصعل. ام فصعل. ام ساهرة. ام العریط. ام عسان. عتاق الارض. ابونمیلة. ابوعنجل. (مرصع). ج ، عَقارب. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). و رجوع به کژدم شود :
گرینده بر تو جانوران تا بحد آنک
عقرب ز راه نیش و زبانا گریسته.
خاقانی.
این دو صادق ، خرد و رای که میزان دلند
بر پی عقرب عصیان شدنم نگذارند.
خاقانی.
گویند پر ز عقرب طاس زر است حاشا
کز حرمتش فلک را عقرب فکند نشتر.
خاقانی.
چو عقرب دشمنان داری و من با تو چو میزانم
برای دشمنان ما ز عقرب سوی میزان آی.
سعدی.
- رقعه ٔ عقرب ؛ یا رقیه ٔ عقرب ، رقعه ٔ کژدم. رقعه ای که مغان در اولین روز از پنج روز آخر اسفندماه می نوشتند. رجوع به رقعه ٔ کژدم در ترکیبات رقعه شود.
- عقرب پریشان ؛ برقعی که خانمها بر روی اندازند. (ناظم الاطباء).
- عقرب زلف ؛ زلفی چون دم عقرب ، شکسته :
عقرب زلف کجت با قمر قرین است
تا قمر درعقرب است کار ما همین است.
شیدا.
- عقرب مه دزد ؛ کنایه از زلف که ماه رخسار خوبان را از نظرها در نقاب دارد :
عقرب مه دزدشان چشم فلک را به سحر
داس سر سنبله در بصر انداخته.
خاقانی.
- امثال :
عقرب زده را کرفس دادن !
خاقانی.
نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش این است.
سعدی.
من خود از کید عدو باک ندارم لیکن
عقرب از خبث طبیعت بزند سنگ به نیش.
سعدی.
در جهنم عقربی هست که از آن پناه به مار میبرند. (امثال و حکم دهخدا).
|| (اِخ ) در اصطلاح نجومی برجی از بروج آسمان. (دهار). برجی است در آسمان که قمر درآن فرود آید. (از اقرب الموارد). نام برج هشتم از بروج آسمان ، و آن به صورت کژدم است. (غیاث اللغات ). یکی از دو خانه ٔ مریخ است ، و خانه ٔ دیگر آن حمل است. (از مفاتیح العلوم ). نام صورتی از صور بروج دوازده گانه ٔ فلکیه و آن برج هشتم است میان میزان و قوس ، و اورا بیست ویک کوکب است وخارج از صورت سه کوکب است و از کواکب او قلب العقرب است از قدر اول. (جهان دانش ). صورت و برج هشتمین از صور منطقةالبروج که میان میزان و قوس جای دارد، و مشکل از چهل وچهار ستاره می باشد. یکی از قدر اول (قلب العقرب ) و اکلیل همچنانکه در میزان در این صورت قراردارد. و شولة نیز از ستاره های این صورت است. و بودن آفتاب در این برج به ماه آبان باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
صورت عقرب و کژدمی است در میان آسمان ، سر آن در مغرب و دم آن در مشرق و یکی از دو پایش در جنوب و دیگری در شمال است. «غفر» بر سر اوست ، و دو «زبانی » که دو کفه ٔ میزان باشند، دو شاخک وی به حساب آیند. دو چشم او دو کوکب خفی است مابین آن و «اکلیل ». «اکلیل » بر صدر اوست ، و «قلب » قلب او بشمار آید و «نیاط» قلب دو ستاره ٔ خفی هستند که قلب در وسط آنها است ، و خود خارج از آنها به سوی شمال است ، «شولة» دم اوست و ستارگانی که در کنار آن است ، جبهه ٔ وی میباشد. و «ابرة» و نوک او «لطخه » مستطیلی است بین شولة و «نعائم صادرة». و در آن پنج منزل از منازل قمر است : غفر، زبانین ، اکلیل ، قلب ، شولة. آشکارترین وقتی که صورت عقرب بنظر آید بر «انف » است هنگام غروب ، و سه منزل از منازل قمر در آن است : اکلیل ، قلب ، شولة. (از صبح الاعشی ج 2 ص 154).
صورتی است از منطقةالبروج ، واقع بین میزان و قوس. اطراف و حوالی عقرب از لحاظ وجود ستارگان خوشه ای و ستارگان ابری شکل مخصوصاً قابل مطالعه است. بر طبق افسانه های یونانی برج عقرب ، عقربی بوده که جبار را از قوزک پا گزیده است. جبار صیاد آسمان بوده ، که بعد از گزیده شدن مرده است. وقتی که صورت جبار در پاییز نمودار میشود برج عقرب ناپدید میگردد و موقعی که عقرب در اوایل تابستان طلوع می کند جبار قبلاً در زیر قرار گرفته است. بعد از برج عقرب ستون جنوبی کهکشان به چشم میخورد که پهلوی آن برج قوس قرار دارد. این برج از این لحاظ جالب توجه است که در نزدیکی آن دسته های فراوان ستاره های خوشه ای شکل و سحابی قرار گرفته است. اهمیت دیگر آن این است که به عقیده ٔ بعضی از ستاره شناسان زمین ، کهکشان و منظومه ٔ شمسی جزو یکی از مجموعه های سحابی شکل اند که محور آن از پهلوی برج قوس میگذرد. مجموعه ٔ ستارگانی که برج قوس را نشان میدهند به شکل کفگیر وارونه ای است و همین علامت مشخص برج قوس است. (فرهنگ فارسی معین ) :
یک رخ تو ماه و آن دگر رخ زهره
زهره به عقرب نهفته ماه به خرچنگ.
ابوطاهر.
گوشوارش به پناه خم زلف
خوشه در سایه ٔ عقرب چه خوش است.
خاقانی.
عقرب نهند طالع ری من ندانم آن
دانم که عقرب تن من شد لقای ری.
خاقانی.
تا خط نو دمیدش بگریزم از غم او
کآنگه سفر نشاید چون مه به عقرب آید.
خاقانی.
عقرب را برآسمان دل بسوخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 155).
فلک را قلب در عقرب دریده
اسد را دست برجبهت کشیده.
نظامی.
اکلیل به قلب تاج داده
عقرب به کمان خراج داده.
نظامی.
نسبت عقربی است با قوسی
بخل محمود و بذل فردوسی.
نظامی.
چو عقرب دشمنان داری و من با تو چو میزانم
برای دشمنان ما ز عقرب سوی میزان آی.
سعدی.
|| نام ماه هشتم از ماههای شمسی عرب ، و آن ماه دوم خزان است مطابق آبان ماه فارسی و تشرین اول سریانی ، و اکتبر فرانسوی. و عقرب سی روز است. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (ع اِ) به اصطلاح اکسیریان ، اسم گوگرد است.(تحفه ٔ حکیم مؤمن ). || مجازاً به معنی منحوس. (غیاث اللغات ). || دوالی است نعل را. (منتهی الارب ). تسمه ای است برای نعل. (از اقرب الموارد). || دوال که بدان پاردم ستور با زین بندند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پاردم بند. (دهار). || عقربه ٔ ساعت ، و آن دو عدد است ، عقرب الساعات و عقرب الدقائق. این نام را از جهت تشبیه بر آن گذارده اند. (از اقرب الموارد). و رجوع به عقربه و عقربک شود. || نام نوعی منجنیق باستانی که با وی سنگهای گران افکندندی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (اِخ ) نام اسب عتبةبن رخصة است. (از منتهی الارب ).

معنی عقرب به فارسی

عقرب/'aqrab/
• صورتی است از منطقه البروج واقع بین میزان وقوس . اطراف و حوالی عقرب از لحاظ وجود ستارگان خوشه یی و ستارگان ابری شکل مخصوصا قابل مطالعه است . بر طبق افسانه های یونانی برج عقرب عقربی بوده که جبار را از قوزک پا گزیده است . جبار صیاد آسمان بوده که بعد از گزیده شدن مرده است . وقتی که صورت جبار در پاییز نمودار میشود برج عقرب ناپدید میگردد و موقعی که عقرب در اوایل تابستان طلوع میکند جبار قبلا در زیر قرار گرفته . بعد از برج عقرب ستون جنوبی کهکشان بچشم میخورد که پهلوی آن برج قوس قرار دارد . این برج از این لحاظ جالب توجه است که در نزدیکی آن دسته های فراوان ستاره های خوشه یی شکل و سحابی قرار گرفته . اهمیت دیگر آن اینست که بعقیده بعضی از ستاره شناسان زمین و کهکشان و منظومه شمسی جزو یکی از مجموعه های سحابی شکل اند که محور آن از پهلوی برج قوس میگذرد . مجموعه ستارگانی که برج قوس را شنان میدهند بشکل کفگیر وارونه ای است و همین علامت مشخص برج قوس است .
• ( اسم ) کژدم جمع : عقارب .
• ۱. کجدم، کژدم ۲. آبانماه
• [نجوم] صورت فلکی منطقه البروج، در بین دو صورت قوس و میزان
• کَژدم
• کژدم دریائی است و آن ماهیی است که بر سر وی خاری بود که بدان بزند و بگزد و به هندی سینگی مچهلی نامیده میشود ماهی صدفی خاردار است و سرش بزرگ و خالی سفید بر آن رسته و نیش آن حیوانست و گزیدن او باعث سوزش عظیم میگردد
• آنکه عقرب او را گزیده باشد
• صورت عقربی است که بر آلت نشان دهنده وقت و ساعت تعبیه کنند
• این ترکیب در آنندراج بدون شرحی آمده
• کنایه از برج عقرب است و آن برج هشتم باشد از بروج فلکی کنایه از برج عقرب که خانه مریخ است
• کنایه از بهرام که صاحب برج عقرب است
• قسمی درخت است در ساحل جنوبی ایران درختی است زینتی با گلهای زرد و بندر عباس سیسبان
• حمه العقرب و آن یکی از منازل قمر است در برج عقرب .
• ساعت نحس
• باصفهانی اسم سطاریون است .
• کنایه از ستاره مریخ چرا که برج عقرب خانه مریخ است .

معنی عقرب در فرهنگ معین

عقرب
(عَ قْ رَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - کژدم ، جِ عقارب . ۲ - نام صورتی فلکی در نیم کرة جنوبی آسمان و نام هشتمین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود، آبان ماه در این برج قرار می گیرد.

معنی عقرب در فرهنگ فارسی عمید

عقرب
۱. [جمع: عقارب] (زیست شناسی) جانوری بندپا با چنگال های قوی و نیشی سمّی در انتهای دُم، کژدم.
۲. (نجوم) هشتمین صورت فلکی منطقةالبروج که در نیمکرۀ جنوبی قرار دارد.
۳. هشتمین برج از برج های دوازده گانه، برابر با آبان، کژدم.

معنی عقرب در دانشنامه اسلامی

عقرب
عقرب: کژدم / هشتمین برج از برجهای دوازده گانه، بین میزان و قوس می باشد. و از آن به معنای نخست در بابهای طهارت، صلات، حج ، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
مردار حیوانی که خون جهنده ندارد پاک است. به نظر مشهور، در حکم یاد شده تفاوتی میان انواع جانوران نیست؛ لیکن برخی قدما عقرب و وزغ را استثنا کرده و مردار آن دو را نجس دانسته اند.

معنی عقرب در دانشنامه ویکی پدیا

عقرب
کژدم یا عقرب و یا دراز دم نام یکی از گونه های بندپایان رده عنکبوتیان است که دارای ۸ پا و نیشی با زهر کشنده می باشد. نیش عقرب در نوک دم آن قرار دارد. عقرب ها شب ها به آرامی به فعالیت های زیستی خود می پردازند و بیشتر در آب و هوایی گرم فعال هستند.
این جانوران چنگال های خارداری دارند که در واقع قسمتی از دهان آن ها محسوب می شوند. آنها قادرند که مادهٔ سمی خطرناکی از قسمت عقب بدنشان به طرف مهاجمین بپاشند. این جانور بیشتر در شب شکار می کند و پاهای بلند جلویی خود را برای پیدا کردن غذا به کار برده و پس از یافتن غذا آن را با چنگال هایش می گیرد. کژدم ها اغلب در طول روز در زیر سنگ ها یا در حفره های به نسبت خنک زیر زمین پنهان می گردند.
عقرب نام گونه ای از بندپایان است.
عقرب (صورت فلکی)
عقرب همچنین به موارد زیر نیز اطلاق می شود:
برج عقرب، از برج های فلکی
عقرب (ماه)، نام دیگر آبان ماه سال هجری خورشیدی
عقرب (فیلم ۱۹۷۳)، به کارگردانی مایکل وینر
عقرب (فیلم ۲۰۰۰)
عقرب (فیلم ۱۳۷۵)
عقرب (کارملیا بلک)
عقرب (فیلم) فیلمی به کارگردانی گروه کارگردانان و نویسندگی ناصر شاملو ساختهٔ سال ۱۳۷۵ است. در این فیلم نام بهروز افخمی به عنوان مشاوره کارگردان آمده است.
«عقرب» (انگلیسی: Scorpio) یک فیلم در سبک مهیج و جاسوسی به کارگردانی مایکل وینر است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
«عقرب» (انگلیسی: Bichhoo) فیلمی هندی است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به بابی دیول و رانی موکرجی اشاره کرد.
عقرب (کارملیا بلک به دنیا آمده با نام تاسانه راپاچینی) (به انگلیسی: Scorpion) یک شخصیت تخیلی و ابرقهرمانانه در کتاب های کامیک می باشد. این کاراکتر به دست فرد ون لنته و لئونارد کیک خلق شده و در فانتزی شگفت انگیز سری دوم شماره ۷ام (ژوئن ۲۰۰۵) معرفی شد.
جدا از کتاب های کامیک، شرکت مارول از عقرب در دیگر کالاهای خود از جمله پوشاک، اسباب بازی، ورق بازی، انیمیشن های تلویزیونی و بازی های رایانه ای استفاده کرده است.
عنکبوت های شتری (نام علمی: Solifugae) (در خراسان به نام شترزنک شناخته می شوند) از راستهٔ عنکبوتیان است که عقرب باد نیز نامیده می شود، مشتمل بر ۱۰۰۰ گونه شناخته شده در قالب ۱۵۳ سرده است. بزرگترین عنکبوت های شتری می توانند تا ۱۹ سانتیمتر رشد کنند. بدن آنها از دو بخش شکم و سر تشکیل شده و از قلابک های بزرگ و قدرتمندی نیز برخوردارند که از آنها برای تولید صدا نیز استفاده میکنند. بیشتر عنکبوت های شتری ساکن نواحی بیابانی هستند و از بندپایان و مهره داران کوچک تغذیه می کنند. گذشتگان آنچنان ترسی از شترزنک داشته اند که افسانه وار می گفته اند که هر گاه شترزنک کسی را نیش بزند، به سرعت خود را به گورستان می رساند و به جانوران گوشتخوار گورستان، مژدهٔ رسیدن گوشت تازه را می دهد.
صادق مرادی معروف به عقرب سیاه فردی بود که سال ۱۳۸۷ و پس از تلاش برای ربودن یک زن توسط پلیس در جنوب تهران دستگیر شد و اواخر سال ۱۳۸۹ به اتهام آزار و اذیت و سرقت اموال ۳۰ زن و دختر جوان در دادگاه های ایران محاکمه شد. او در محاکمه اول به اعدام محکوم شد و در محاکمه دوم تبرئه گردید. تبرئه او باعث ایجاد بحث های اعتراض آمیز در میان رسانه های اجتماعی شد و قربانیان هم نسبت به نقض حکم اعدام توسط دیوان عالی کشور، اعتراض کردند. این مسئله حتی باعث اعتراض رئیس قوه قضائیه به حکم شد. وی در سومین محاکمه در بهمن ۱۳۹۰ به اعدام محکوم شد در حالی که برخی رسانه ها معتقد به تلاش یکی از بستگان ثروتمند وی در بازار آهن برای نجات او بودند.
وی پس از محاکمه مجدد به اعدام محکوم و مقرر شد در ۲۱ شهریور ۱۳۹۱ در چهار راه نظام آباد تهران اعدام شود. که با حضور زیاد مردم و نیروی انتظامی در تاریخ مقرر به دار آویخته شد.
عقرب قرمز هندی عقرب ها از نخستین شکارچیانی هستند که پا به خشکی گذاشتند. از میان ۱۵۰۰ گونه عقرب شناخته شده در سراسر جهان، عقرب سرخ هندی مرگ آورترین آن هاست که در صورت عدم درمان گزیدگی، مصدوم خواهد مرد.عقرب ها یکی از نخستین شکارچیانی هستند که روی خشکی پدید آمدند. آنها توانستند از چنگ صیادان غول پیکری مانند دایناسورها جان به در ببرند. حدود ۱۵۰۰ گونه از آن ها تاکنون شناسایی شده و در همه جای زمین غیر از قطبین یافت می شوند.
خوشبختانه تنها چند ده گونه از این ۱۵۰۰ گونه برای انسان ها مرگ آورند و در میان این تعداد معدود، این کژدم سرخ هندی است که لقب مرگ آورترین عقرب جهان را بدست آورده است. کژدم سرخ هندی موجودی کوچک و به اندازه یک فندک معمولی است، اما زهری بسیار قوی دارد. این عقرب معمولاً در همان جایی زندگی می کند که انسان ها زندگی می کنند. به همین دلیل در کشورهایی مانند هند، عقرب گزیدگی یکی از مسایل مهم بهداشت و سلامت عمومی به شمار می رود و متأسفانه این کودکان هستند که بیشتر دچار این مشکل می شوند؛ چراکه اغلب آن ها پابرهنه بازی می کنند و نیش عقرب سرخ هندی می تواند به زخمی دردناک منجر شود که اگر به سرعت درمان نشود، احتمالاً به مرگ منتهی خواهد شد. عقرب جزو عنکبوتیان است. این بندپای خطرناک چهار جفت پا دارد که به کمک آن ها راه می رود، دو چنگک نیز دارد که به کمک آن ها شکار را به دام انداخته و آن را به هنگام خوردن، ثابت نگاه می دارد. بخش دهان نیز غذا را می جود، آن را به مایعی لزج تبدیل کرده و به سمت شکم خود می کِشد. دم بندبند عقرب نیز به بالا خم شده و در انتهای آن، نیش و غده ترشح سم قرار گرفته است. البته این دم غیر از نیش زدن، وظیفه حفظ تعادل عقرب را نیز برعهده دارد. عقرب ها برخلاف شهرت دیرینه ای که دارند، از نیش خود به عنوان آخرین راهکار برای شکار استفاده می کنند. عقرب ها موجوداتی خجالتی هستند و به جای آن که به دنبال شکار بگردند، گوشه ای دنج را انتخاب کرده و در آن جا به انتظار شکار صبر می کنند.
عقرب ماهی برگی (نام علمی: Taenianotus triacanthus) نام یک گونه از تیره عقرب ماهیان است.
عقرب ماهی دام انداز (نام علمی: Iracundus signifer) نام یک گونه از تیره عقرب ماهیان است.
عقرب ماهی سانان (نام علمی: Scorpaeniformes) نام یک راسته از رده پرتوبالگان است.
عقرب ماهیان یا گورخرماهیان (Scorpaenidae) نام خانواده ای از ماهی های دریازی است که بسیاری از زهرآگین ترین ماهیان جهان را شامل می شود.
زنبورماهی خال چشمی (Apistus carinatus)
چهار گونه از این ماهیان به نام های زیر در خلیج فارس و دریای عمان زیست می کنند:
گزنده ماهی (minous dempsterae)
سنگ ماهی خال سیاه (Pseudosynanceia melanostigma)
خروس دریا (Pterois russellii)
عقرب ماهیان خروسکی (نام علمی: Neosebastidae) نام یک تیره از راسته عقرب ماهی سانان است.
عقرب ماهیان کاذب (نام علمی: Centrogenys vaigiensis) نام یک گونه از زیرراسته سوف ماهی شکلیان است.
عقرب های شلاقی دم کوتاه (نام علمی: Schizomida) نام یک راسته از رده عنکبوتیان است.
برج عقرب (کژدم)، هشتمین برج فلکی از دایرةالبروج است.
عقرب، هشتمین برج خورشید، قوسی ۳۰ درجه از دایرةالبروج است. این برج خط سیر خورشید در آبان ماه به مدت ۲۹روز و ۲۱ساعت و ۳۹دقیقه و نام دیگر این ماه در گاهشماری خورشیدی نیز می باشد. میانگین شبانه روز لحظه تحویل برج عقرب ساعت ۱۹:۰۳ روز ۱ آبان است.
دوهزارسال پیش این برج، بیشتر از زمینه صورت فلکی عقرب (کژدم) می گذشت و به همین نام باقی ماند. ولی امروزه از زمینه صورت فلکی سنبله (دوشیزه) و بیشتر آن از زمینه صورت فلکی میزان (ترازو) می گذرد.
کلمهٔ عقرب به معنی کژدم است.
عقرب (به انگلیسی: King Scorpion یا Scorpion II) همچنین پادشاه عقرب یا عقرب دوم به دومین پادشاهی که به این نام در مصر شمالی در طول دوره پیش دودمانی حکومت می کرد، بر می گردد.
تنها مدرک مبنی بر وجود او کلاه خودی است که با نام «کلاه خود عقرب» شناخته می شود که در حفاری های اصلی که توسط باستان شناسان جیمز اِدوارد کوبل و فردریک دبلیو. گرین در معبدی در نخن در فصل حفاری سال های ۱۸۹۸–۱۸۹۷ انجام گشت، کشف شد و در حال حاضر در موزه اشمولین در آکسفورد در معرض نمایش است.
لایه های زمین شناسی مکان پیدا شدن آن کلاهخود به دلیل متدهای حفاری آن زمان از بین رفته است اما حالت و فرم آن خیلی شبیه به اواخر دوره پیش دودمانی است. با وجود صدمهٔ شدید، بخش سالم مانده این شی به طرز فوق العاده ای اطلاعاتی از زمان های بسیار دور تاریخ مصر دارد.
درمان عقرب (نام علمی: Parkinsonia aculeata) نام یک گونه از زیرخانواده ارغوانیان است.
صورت فلکی کژدم یا عقرب از صورت های فلکی منطقةالبروجی است.
(معادل انگلیسی:Sco مساحت:۴۹۷ درجه مربع)
قمر در عقرب پدیدهٔ نجومی عبور کره ماه از زمینه صورت فلکی عقرب (کژدم) و یا از امتداد برج فلکی عقرب است که هر ماه قمری یک بار رخ می دهد و معمولا دو تا سه روز طول می کشد. در ستاره بینی از قدیم آمیخته به بعضی باورهای خرافی، پدیدهٔ قمر در عقرب نشان از واقعه ای شوم (نحس) دانسته می شده است.


در صورتی که معنی کلمه بالا (استخراج شده از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، لطفا گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی عقرب به انگلیسی

- اسم -
scorpion
برج عقرب ، عقرب ، کژدم
عقرب - اشتباه تایپی: {urvf} - آوا: /'aqrab/ - نقش: اسم
پیشنهاد شما در مورد معنی عقرب

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس