معنی کلمه فواره به فارسی

فواره
مونث فوار, بسیارجوشنده, چشمهای که آب از آن فوران کند, لوله وصل به منبع آب که آب از آن بهوابجهد
1 - ( صفت ) مونث فوار بسیار جوشنده 2 - ( اسم ) چشمه ای که آب آن فوران کند 3 - لوله ای آهنین که به منبعی در محلی مرتفع متصل است و ازدهانه آن لوله آب فوران کند .
فئره
سرده فواره
ده انگشتان و ده ناخن معشوق
سیمین فواره
کنایه از ماه است که بعربی قمر گویند و بجای فاقاف و نون هم بنظر آمده .
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
شبکه مترجمین ایران سامانه ارسال پیامک افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس