کسب درآمد اینترنتی
معنی کلمه مترادف به فارسی

مترادف
دریف هم, پی درپی, چیزی که ردیف چیزدیگرواقع شودچندکلمه هم معنی که باهم گفته ونوشته شود
1 - ( اسم ) در پس یکدیگر سوار شده . 2 - ( صفت ) پیاپی پشت سرهم : و بسبب دوری آن ( فاصل. کبری ) در طبع و خروج آن در کثرت حرکات متحرکات مترادف از اعتدال آنرا کبری نام نهادند . 3 - دو یا چند لفظ مختلف که بر یک معنی دلالت کند مانند دلالت انسان و بشر بر مردم . توضیح میان مترادفه و متباینه اشتباه ممکن بود مثلا لفظ باشد که دلالت کند بر معنی و لفظی دیگر بر همان معنی با وصفی مقارن و گمان افتد که هر دو لفظ مترادفند و نباشد بلک متباین باشند مانند سیف و حسام چه سیف شمشیر بود و حسام شمشیر بران . 4 - قافیه ایست که در آخر آن دو ساکن باشد مانند : دی بامداد عید که بر صدر روزگار . 5 - متوالی مقابل متواتر : تجنیس مزدوج آنست که کلمات متجانس مترادف یکدیگر افتد چنانک معزی گفته است : هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار نیست کس را نزد آن یاقوت شکر بار بار .
اسمائ مترادفه
الفاظ بسیار را که بر یک معنی دلالت کند اسمائ مترادفه خوانند مانند دلالت انسان و بشر بر مردم .
مترادفات
( اسم ) جمع مترادفه ( مترادف )
مترادفه
( اسم ) مونث مترادف : اما قسم اول که الفاظ بسیار بر یک معنی دلالت کند آنرا اسمائ مترادفه خوانند مانند دلالت انسان و بشر بر مردم . جمع : مترادفات .
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری فایرفاکس افزونه دیکشنری کروم
فروشگاه کمپو سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس