منان

معنی کلمه منان به فارسی


منت گذارنده, بسیارنیکویی کننده وبخشنده, یکی ازنامهای باری تعالی
( صفت ) 1 - بسیار نیکویی کننده 2 - منت نهنده . 3 - یکی از صفات خدای تعالی است .
سرور مومنان خلفیه مسلمانان : آسمانرا حق بود گر خون بگریزد بر زمین بر زوال ملک مستعصم امیرالمومنین ( سعدی ) توضیح 1 نخست این لقب به عمربن خطاب داده شد و پس از او خلفا را بدین لقب خواندند و این رسم تا پایان دوره عباسی ( شرق و غرب ) معمول بود . سلطان سلیم اول پادشاه عثمانی درسال 923 ه ق . /1517 م . خلفیه عباسی مصر را مطیع خود کرد و حق خلافت را بخود اختصاص داد و از این تاریخ سلاطین عثمانی لقب امیرالمومنین یافتند . توصیح شیعه این لقب را به علی ع بن ابی طالب اطلاق کنند . توضیح 3 - برروی سکه ای که در دارابگرد فارس بنام عبدالله بن زبیر- آنگاه که بخلافت برخاسته بود - بسال 65 ه .ق . ضرب شده بپهلوی او را ( عبدالله امیرالمومنین) خواندهاند .
جانشین قایم مقام : ...درمیان دفتر سلطان سلیمان یافتم یعنی حضرت نایب مناب که پیرمرشداست .

معنی منان در لغت نامه دهخدا


منان .
[ م َن ْ نا ] (ع ص ) بسیار نعمت دهنده .
(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
نیکی کننده و نعمت دهنده .
(غیاث ) (آنندراج ).
|| منت برنهنده .
(مهذب الاسماء).
منت نهنده .
(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (آنندراج ).
آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است .
مؤنث آن منانة است .
(از اقرب الموارد).

منان .
[ م َن ْ نا ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی .
(مهذب الاسماء).
یکی از نامهای باری تعالی .
(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
یکی از اسماء حق تعالی .
(غیاث ).
یکی از اسماء حسنی ̍ است .
(از اقرب الموارد) : فرمان ملک منان چنان است که ولد خود را قربان کنی .
(حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 53).<

معنی منان در فرهنگ لغت معین


(مَ نّ) [ ع . ] (ص .) بسیار نعمت دهنده .

معنی منان در فرهنگ عمید


۱. منت گذارنده. ۲. بسیارنیکویی کننده و بخشنده. ۳. (اسم، صفت) از نام های باری تعالی.
اگر از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس