مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

منان

/mannAn/

معنی منان در لغت نامه دهخدا

منان. [ م َن ْ نا ] (ع ص ) بسیار نعمت دهنده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیکی کننده و نعمت دهنده. (غیاث ) (آنندراج ). || منت برنهنده. (مهذب الاسماء). منت نهنده. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (غیاث ) (آنندراج ). آنکه چیزی نبخشد مگر آنکه منت نهد و بخششهای خود را برشمارد و آن مذموم است. مؤنث آن منانة است. (از اقرب الموارد).

منان. [ م َن ْ نا ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. (مهذب الاسماء). یکی از نامهای باری تعالی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یکی از اسماء حق تعالی. (غیاث ). یکی از اسماء حسنی ̍ است. (از اقرب الموارد) : فرمان ملک منان چنان است که ولد خود را قربان کنی. (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 53).

معنی منان به فارسی

منان/mannAn/
• منت گذارنده، بسیارنیکویی کننده وبخشنده، یکی ازنامهای باری تعالی
• ( صفت ) ۱ - بسیار نیکویی کننده ۲ - منت نهنده . ۳ - یکی از صفات خدای تعالی است .
• بخشایشگر، بخشنده، منتگزار
• سرور مومنان خلفیه مسلمانان : آسمانرا حق بود گر خون بگریزد بر زمین بر زوال ملک مستعصم امیرالمومنین ( سعدی ) توضیح ۱ نخست این لقب به عمربن خطاب داده شد و پس از او خلفا را بدین لقب خواندند و این رسم تا پایان دوره عباسی ( شرق و غرب ) معمول بود . سلطان سلیم اول پادشاه عثمانی درسال ۹۲۳ ه ق . /۱۵۱۷ م . خلفیه عباسی مصر را مطیع خود کرد و حق خلافت را بخود اختصاص داد و از این تاریخ سلاطین عثمانی لقب امیرالمومنین یافتند . توصیح شیعه این لقب را به علی ع بن ابی طالب اطلاق کنند . توضیح ۳ - برروی سکه ای که در دارابگرد فارس بنام عبدالله بن زبیر- آنگاه که بخلافت برخاسته بود - بسال ۶۵ ه .ق . ضرب شده بپهلوی او را ( عبدالله امیرالمومنین) خواندهاند .
• جانشین قایم مقام : ...درمیان دفتر سلطان سلیمان یافتم یعنی حضرت نایب مناب که پیرمرشداست .

معنی منان در فرهنگ معین

منان
(مَ نّ) [ ع . ] (ص .) بسیار نعمت دهنده .

معنی منان در فرهنگ فارسی عمید

منان
۱. منت گذارنده.
۲. بسیارنیکویی کننده و بخشنده.
۳. (اسم، صفت) از نام های باری تعالی.
منان - اشتباه تایپی: {lkhk} - آوا: /mannAn/ - نقش: صفت
پیشنهاد شما در مورد معنی منان

افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس