معنی کلمه هویت به فارسی

هویت
حقیقت شی یاشخص که مشتمل برصفات جوهری اوباشد, شخصیت, ذات, هستی ووجود, منسوب به هو, شناسنامه
1- ذات باری تعالی . 2- هستی وجود. 3- آنچه موجب شناسائی شخص باشد. یا ورق. هویت .شناسامه 4- هویت عبارت از حقیقت جزئیه است یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ واعتبارشود هویت گویند و گاه هویت بمعنی وجودخارجی است ومرادت شخیص است و هویت گاه بالذات و گاه بالعرض است .
هو هویت
( مصدر ) یا حمل هو هو آنست که دو چیز با هم در وجود و حقیقت یکی باشند هر چند بووجهی مغایرت داشته باشند که میتوان بفارسی آنرا این همانی تعبیر کرد . بعبارت دیگر اگر بین دو امر تغایر اعتباری و اتحاد وجودی باشد هوو هویت حاصل است خواه اتحاد در وجود ذاتی باشد مانند : علی انسان است یا عرضی باشد مانند : علی نویسنده است .
تهویت
بانگ کردن
در صورتی که از نظر شما معنی این عبارت صحیح نیست، لطفا معنی پیشنهادی خود رو در این قسمت ثبت کنید.
افزونه دیکشنری و مترجم فایرفاکس و کروم
فروشگاه آنالی
لوکسین شاپ سامانه ارسال پیامک پیام نگار نرم افزاری مریم
تبلیغات در آبادیس