رای به دیکشنری آبادیس
مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پروانه

/parvAne/

مترادف پروانه: اجازه، پته، جواز، حکم، فرمان، گواهی، مجوز، پره، ملخ، شب پره

معنی پروانه در لغت نامه دهخدا

پروانه. [ پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِ) حیوانی گوشت خوار شبیه به یوز که در شمال افریقا زید.و گویند که پیشاپیش شیر رود و آواز کند تا جانوران آواز او شنیده خود را بر کنار کشند و شیر را با او الفتی عظیم است و پس مانده ٔ صید شیر خورد. فرانق. فرانک. فرانه. سیاه گوش. برید. قره قولاخ. تفه. عناق الارض. غنجل. پروانک :
شاها غضنفری تو و پروانه ٔ تو من
پروانه در پناه غضنفر نکوتر است.
خاقانی.
پروانه وار بر پی شیران نهند پی
تا آید از کفلگه گوران کبابشان.
خاقانی.
|| دلیل. رهبر. || پیشرو لشکر. || حشره ای است پرنده ، سیاه رنگ ، بزرگتر از زنبور سرخ با پری دودی رنگ پهن و دراز که به تابستان پیرامون چراغ گردد و گاه به گرمای چراغ بسوزد. پروانه ٔ چراغ. چراغ واره. و او پرنده ای بود که خود را بر چراغ یاشمع زند و بسوزد و او را مگس چراغ خوانند. (حافظ اوبهی ). ام ّ طارق. فراش. فراشه. (زمخشری ). شب پره. خِرطیط. برنده :
بیاموز تا بد نباشدت روز
چو پروانه مر خویشتن را مسوز.
ابوشکور.
پر پروانه بسوزد با فروزنده چراغ
چون چخیدن با چراغ روشن زهرا کند.
منوچهری.
کی شود پروانه از آتش نفور
زانکه او را هست در آتش حضور.
عطار.
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت...
سعدی.
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بدان عارض شمعی نبود پروازم.
حافظ.
چراغ روی ترا شمع گشت پروانه
مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه.
حافظ.
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند.
حکیم شفائی.
یک شمع شبی هزار پروانه کشد. (از مجموعه ٔ امثال طبع هند).
شنیده ای که چه با شمع گفت پروانه
که در فراق ، تو سوزان تری بگو یا من.
(از وصاف ).
|| مجازاً، بمعنی نور چراغ و شمع. (از بهار عجم ) (از غیاث اللغات ). || فرمان پادشاهان. حکم نامه. حکم :
شمعی است چهره ٔ تو که هر شب ز نور خویش
پروانه ٔضیا به مه آسمان دهد.
ظهیر فاریابی.
نگردند پروانه ٔ شمع کس
که پروانه کس نخوانند بس.
نظامی.
و بسیار بودی که حسن به آنچ خواستی بی استطلاع رای علاءالدین از پیش خود پروانه دادی و حکمها کردی. (جهانگشای جوینی ). و پروانه فرستاد تا محتشم گردکوه و محتشم قلاع قهستان به بندگی آیند. (جهانگشای جوینی ).
پروانه ٔ او گر رسدم در طلب جان
چون شمع هماندم به دمی جان بسپارم.
حافظ.
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه ٔ کیست.
حافظ.
پروانه ٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم.
حافظ.
پروانجات جمع آن است و این از تصرف فارسی دانان متعرب است چنانکه فرمان که لفظ فارسی است جمع آن فرامین میارند. (از بهار عجم ) (از غیاث اللغات ). || اذن. جواز. اجازه. اجازه نامه. تذکره ٔ عبور و مرور. گذرنامه. بار :
گر نامه ای دهد نه به پروانه ٔ تو تیر
شغلش فروگشاده و دستش به بسته باد.
انوری.
آنانکه چو من بی پر و پروانه ٔ عشقند
جز در حرم جانان پرواز نخواهند.
خاقانی.
بمژده جان بصبا داد شمع هر نفسی
ز شمع روی تواش چون رسید پروانه.
حافظ.
روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم
پروانه را چه حاجت پروانه ٔ دخول.
سعدی.
تا چند همچو شمع زبان آوری کنی
پروانه ٔ مرادرسید ای محب خموش.
حافظ.
در شب هجران مرا پروانه ٔ وصلی فرست
ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع.
حافظ.
کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه
که زیر تیغ تو هر دم سر دگر دارد.
|| برات. حواله : و هیچکس از مجلس شراب بی اجازت شهنشاه با وثاق نتوانستی شد و چون رفتی هر نقل و نبید که پیش او نهاده بودی با او بردندی و اگر گفتی به وثاق حریف دارم شراب سلاّر بی استطلاع درخور حریف نقل و نبید و گوسفند پروانه نبشتی و شراب داران حاصل کرده با او سپردندی. (تاریخ طبرستان ). || قاصد. پیک. برید. پروانچه. حامل خرائط و آنرا خادم نیز گویند. (مفاتیح العلوم ). || حاجب . || فرمان رساننده. || گلی است . || مَلَخک (هواپیما، کشتی ). || حشرات چهارباله به رنگهای گوناگون زیبا که از عصاره ٔ گل تغذیه کنند. و این معنی برای این کلمه پیش قدما معمول نبوده است و امروز آنها را شاه پَرَک (و به غلط شب پره ) نامند.

پروانه. [ پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِخ )معین الدین کاشانی ملقب به پروانه یکی از عمال دولت مغول. آنگاه که غیاث الدین کیخسروبن کیقباد پادشاه سلجوقی (آسیای صغیر) مغلوب مغول شد هولاکو معین الدین پروانه ٔ کاشی را برای تمشیت آن سامان و اصلاح امور پسران غیاث الدین یعنی رکن الدین و عزالدین بقونیه فرستاد و چون سپس عزالدین بگریخت پروانه در سال 664 هَ. ق. رکن الدین را بفرمان ابقاخان بکشت و پسر چهارساله ٔ او را بنام غیاث الدین کیخسرو ثالث بتخت ملک نشانید و بموجب حکم ابقاخان راتق و فاتق امور آن مملکت گشت مادر کیخسرو را به حباله ٔ نکاح درآورد . مؤلف حبیب السیر گوید در سنه ٔ 649 هَ. ق. (ظ: 669) ملک ظاهر بندقدار (سلطان مصر) هوس ملک روم کرده ارکان دولت را در مصر به نیابت خویش بازداشت و با دو سه کس از خواص در لباس اختفا به روم شتافته مداخل و مخارج آن مملکت را بنظر احتیاط درآورد و به دارالملک خود بازگشته ایلچی نزد ابقاخان فرستاد وپیغام داد که ما جهت نظاره و تماشا به ولایت روم رفتیم و در دکان فلاطون طباخ خاتم خود را رهن مقداری طعام کردیم مطموع آنکه به ارسال آن حکم فرمایند ابقا ازکمال تهور و جرأت ملک ظاهر تعجب نموده قاصدی جهت این حال نزد معین الدین پروانه که در آن دیار به حکومت اشتغال داشت فرستاد و معین الدین انگشتری بندقدار رااز آن طباخ ستانده روان فرمود و بعد از آن بندقدار با لشکر بسیار بجانب بلاد روم نهضت نمود. روایت تاریخ وصاف آنکه این حرکت از وی بنابر استدعاء معین الدین پروانه بوقوع پیوست لاجرم بی کلفت محاربت بر آن مملکت مستولی گشت و قول یافعی آنکه میان بندقدار و لشکر تتار و روم محاربات اتفاق افتاده صورت ظفر و نصرت او را دست داد و روزی چند در آن ولایت به دولت و اقبال گذرانیده با غنائم بسیار به مصر بازگشت و چون ابقاخان بر کیفیت این حادثه خبر یافت عنان عزیمت به صوب روم تافت و بقول یافعی تیغ سیاست از نیام انتقام کشیده معین الدین پروانه را با دویست هزار مسلمان نمازگزار شهید کرد. و او مرید فخرالدین عراقی بود و جهت او در شهر توقات خانقاهی کرد.

پروانه. [پ َرْ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) محلی است در شمال شهر هرات.

معنی پروانه به فارسی

پروانه
۱- فرمان پادشاهان حکم نامه حکم . ۲- جواز اجازه نامه تذکره اذن . ۳- اجاز. عبور و مرور گذرنامه . ۴- برات حواله : ( و هیچکس از مجلس شراب بی اجازت شاهنشاه با وثاق نتوانستی شد... و اگر گفتی بوثاق حریف دارم شراب سلار بی استطلاع .... پروانه نبشتی و شراب داران حاصل کرده با او سپردندی .) ( تاریخ طبرستان لغ.) ۵- پیک برید حامل خرایط پروانچه فروانق
محلی در شمال شهر هرات
[lemniscate] [ریاضی] یک خاگی کاسینی که در آن حاصل ضرب دو ضلع متغیر همواره برابر با یک چهارم مجذور ضلع ثابت باشد متـ . پروانۀ برنولی lemniscate of Bernoulli
[propeller, screw propeller,screw] [حمل ونقل دریایی] افزارۀ رانش شناور شامل یک توپی و چند تیغۀ متصل به آن که براثر چرخش باعث حرکت شناور می شود
[Lepidoptera] [زیست شناسی- علوم جانوری] حشراتی با زبان مارپیچی و بال های پهن و رنگین و چشم های مرکب
( اسم ) تیره ای از گیاهان دو لپ. جدا گلبرگ که از پراکنده ترین تیرههای گیاهان است . گلهای گیاهان این تیره نامنظم با کاسبرگهایی بهم چسبیده که تبدیل بلوله ای با سه کنگره شده است . جام گل این گیاهان دارای ۵ گلبرگ آزاد و نامساوی است. یکی از گلبرگها که از همه بزرگتر است و در بالا قرار دارد و درفش نامیده میشود و دو گلبرگ دیگر در دو طرف و در زیر آن بطور قرینه قرار دارند و آنها را بال گویند و دو گلبرگ دیگر که در زیر گلبرگهای دیگر هستند و لب. مجاورشان بهم چسبیده ناو نامیده میشوند. نافه دارای ۱٠ پرچم است که ۹ تای آن بهم چسبیده و لولهای ساخته اند و پرچم دهم بطور آزاد در شکاف کناری آن لوله قرار گرفته است . میو. این گیاهان بشکل نیام است. دانه ها فاقد آلبومن است ولی در داخل لپه ها مقدار زیادی اندوخته های گیاهی جمع شده است . اکثر گیاهان خوراکی از قبیل حبوبات ( نخود و لوبیا و باقلا و ماش و خلر ) و گیاهان علفی از قبیل شبدر و یونجه و اقسام گون ها و گیاهان دارویی از قبیل دست. گل ابریشم ها و فلوس و بقم و تمر هندی و غیره جزو این دسته اند سبزی آساها. توضیح وجه تسمی. این تیره از گیاهان بعلت شباهت جام گل آنها ببالهای پروانه است .
[propeller horsepower] [حمل ونقل دریایی] توانی که برای رانش شناور به پروانه منتقل می شود و برابر است با توان محور چرخ دنده منهای انرژی تلف شده در مسیر انتقال
[propeller post,screw post, body post] [حمل ونقل دریایی] بخش پیشین قاب سکان که محور پروانه از آن عبور می کند و پروانه بر روی آن نصب می شود
[propeller guard, propeller girdle] [حمل ونقل دریایی] شبکه ای از لوله ها که حریمی گرداگرد پروانه ایجاد می کنند تا از برخورد پروانه با سازه های زیرآبی، ازجمله دیواره های اسکله، جلوگیری کنند
[propeller area] [حمل ونقل دریایی] سطحی که پروانه درطی چرخش پوشش دهد
[propeller arch,bridge peace, arch] [حمل ونقل دریایی] بخش قوسی شکل و فوقانی قاب سکان که بالای فضای پروانه است
[propeller area ratio] [حمل ونقل دریایی] نسبت سطح گستردۀ تیغه های پروانه به سطح پروانه
[tilt-rotor] [حمل ونقل هوایی] نوعی هواپیمای عمودپرواز که با یک یا چند چرخانه که تا حدود 90 درجه دَوران می کنند، از زمین برمی خیزد
[fairwater sleeve] [حمل ونقل دریایی] آستینه ای متشکل از دو نیم مخروط که از آن به عنوان کلاهک پروانه استفاده می شود و باعث تسهیل حرکت آب در اطراف پروانه می شود
[propeller efficiency] [حمل ونقل دریایی] نسبت توان رانش پروانه به توان میل پروانه
[propeller boss,propeller hub] [حمل ونقل دریایی] بخش مرکزی سازۀ پروانه که تیغه های پروانه به آن متصل است
[propeller blade] [حمل ونقل دریایی] هریک از پره هایی که به توپی پروانه متصل هستند
اصفهانی شاعر عهد فتح علیشاه بود
کنایه از شب و روز باشد .
[propeller wash] [حمل ونقل دریایی] آشفتگی ای که براثر حرکت پروانه در پشت شناور در آب ایجاد می شود
[Butterfly Nebula] [نجوم ] نام مشترک گروهی از سحابی های پخشیده ازجمله سحابی حشره و سحابی دَمبل کوچک که در آسمان به شکل پروانه دیده می شوند
منظومه ایست از محمود بن عثمان بن علی نقاش بر سوی .
[propeller aperture,propeller well, screw aperture] [حمل ونقل دریایی] فضایی بین جایگاه سکان و جایگاه پروانه که پروانه در آن می چرخد

معنی پروانه در فرهنگ معین

پروانه
( ~.) (اِ.) اسبابی به صورت چرخ پره دار چرخان یا پنکه مثل پروانة کشتی .
( ~.) (اِ.) ۱ - نوشته ای رسمی که به دارندة آن اجازة کار معینی را می دهد مثل پروانة وکالت . ۲ - جواز، اجازه نامه . ۳ - حکم ، فرمان پادشاهان .
( ~.) (اِ.) ۱ - دلیل ، رهبر. ۲ - یکی از گوشه های همایون .
(پَ نِ) (اِ.) ۱ - نام عمومی هر یک از تیرة پروانگان جزو ردة حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد. ۲ - پروانک ، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت می کند و بازماندة شکار آن را می خورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.

معنی پروانه در فرهنگ فارسی عمید

پروانه
۱. (زیست شناسی) حشره ای با بال های نازک رنگین که روی گل ها و گیا هان می نشیند و شیرۀ آن ها را می مکد، شاه پرک، پروانۀ روز.
۲. آلتی پره دار که دور خود بچرخد: پروانهٴ هواپیما.
۳. اجازۀ رسمی که از طرف دولت برای انجام کاری معیّن صادر شود، اجازه نامه، لیسانس.
۴. حکم، فرمان.
۵. اذن، اجازه، جواز: روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم / پروانه را چه حاجت «پروانهٴ» دخول (سعدی۲: ۴۷۹).
۶. ‹پروانک، فرانک› (زیست شناسی) جانوری درنده شبیه شغال، سیاه گوش، چاوش: پروانه وار بر پی شیران نهند پی / گر باید از کَفَلگه گوران کبابشان (خاقانی: ۳۳۰).
۷. (زیست شناسی) حشرۀ بال دار کوچکی که شب ها گرد چراغ یا شمع می گردد و گاه در شعلۀ شمع می سوزد، پروانۀ شب: دیدی که خون ناحق پروانه شمع را / چندان امان نداد که شب را سحر کند (حکیم شفائی: لغت نامه: پروانه).
۸. (موسیقی) گوشه ای در دستگاه های ماهور، همایون، و راست پنجگاه.
* پروانهٴ اتومبیل: ابزاری پره دار در خودرو که جلو موتور و پشت رادیاتور قرار دارد و به وسیلۀ تسمه می چرخد و آب داخل رادیاتور را سرد می کند.
۱. پروانه مانند، مانند پروانه.
۲. [مجاز] با علاقۀ بسیار.
تیره ای از گیاهان دولپه ای جداگلبرگ مانند باقلا و لوبیا که گل های آن ها شبیه بال های پروانه است.

معنی پروانه در دانشنامه اسلامی

پروانه
پروانه از تیره حشره های پرنده و تمثیلی برای سرگردانی مردم در رستاخیز است.
برابر عربی پروانه «فراشه» است. این واژه تنها یک بار به صورت جمع برای تشبیه حال مردم در روز رستاخیز به کار رفته و تعبیر «جَرادٌ مُنتَشِر» به معنای ملخهای پراکنده نیز بیانگر همین تشبیه است شاید از همین رو گاه واژه «فَراش» و «جراد» هم معنا تلقی شده است. جایگاه نمادین پروانه جایگاه نمادین پروانه مانند بسیاری از حیوانات دیگر در ادبیات ملل متفاوت است؛ بعضی گونه های آن که در اطراف آتش می گردند و می سوزند در ادبیات فارسی، نماد کامل عشق و فداکاری شمرده می شوند؛ ولی در فرهنگ عرب این عمل از نادانی و درک اندک این حشره و نماد بی خردی و بی هدفی تلقی می شود. بازتاب این دیدگاه در امثال و حکم عربی و نیز روایات، فراوان به چشم می خورد. ضعف و خواری ، سرگردانی و بی نظمی هنگام پرواز تصادم بر اثر این سرگردانی و ... از دیگر ویژگیهای این حشره در ادبیات عرب است. مردم در روز رستاخیز به سان پروانه های پراکنده و سرگردان درخواهند آمد: «یومَ یکونُ النّاسُ کالفَراشِ المَبثوث». در تفسیر واژه «فَراش» اختلاف است؛ برخی مقصود از آن را پروانه های گرد چراغ دانسته اند. گروهی نیز معانی دیگری را چون پشه یا پشه های ریز و کوچک ملخهای کوچک یا ازدحام ملخها برای آن بیان کرده اند. توسعه معنای پروانه شاید بتوان منظور از فراش را هر حشره ای که گرد آتش می گردد و گاه در آن می افتد ـ اعم از پشه، پروانه، ملخ و... ـ دانست. برخی تفسیر «فَراش» را به پروانه، نادرست و آن را هم معنای فِراش (فرش و گستردنی) دانسته اند که این تعبیر به شدت خفت و خواری مردم در رستاخیز اشاره دارد. با توجه به معانی گوناگون «فَراش» وجوه مختلفی را برای این تشبیه ذکر کرده اند؛ برخی وجه تشبیه را فراوانی، پراکندگی و ضعف و خواری مردم در آن روز دانسته اند. برخی نیز با بررسی علت اقدام پروانه در به آتش افکندن خویش، سعی کرده اند وجه شبهی میان این حشره و انسانهای گنهکار در همین جهان تصویر کنند. این عمل پروانه به سبب نادانی و ضعف بینایی است که با مشاهده پرتو درخشان نور، خود را برای رهایی از ظلمت به کانون آن می افکند. انسان گنهکار نیز با دیدن ظاهر نیکو و لذتبخش گناه و شهوات، خود را در آن کانون آتشین انداخته، به عذابی دراز مدت گرفتار ساخته، عملی بارها احمقانه تر از پروانه مرتکب می شود. پیامبر در حدیثی با این نگاه به تشبیه گنهکاران به پروانه پرداخته است: شما خود را همانند پروانه پیاپی به آتش می افکنید، در حالی که من شما را برمی گیرم. نظر گروهی دیگر از مفسران گروه دیگری از مفسران با توجه به تفسیر «فراش» به ملخ و با استناد به آیه ۷ سوره که مردم را هنگام خروج از قبر به ملخهای پراکنده تشبیه کرده: «یخرُجونَ مِنَ الاَجداثِ کاَنَّهُم جَرادٌ مُنتَشِر»وجه شبه را در هر دو آیه حرکت دسته دسته مردم و پراکندگی و سرگردانیشان در جهات مختلف بر اثر فزع رستاخیز دانسته اند. البته گروهی این دو آیه را وصف مردم در دو زمان مختلف دانسته اند: یکی هنگام خروج از قبر که مانند پروانه سرگردان و بی هدف به این سو و آن سو می روند و دیگر هنگامی که منادی آنان را فرا می خواند که توده مردم همچون ملخهای پراکنده به سوی صدا می روند یا اینکه یکی هنگام خروج از قبر که به جهت کثرت، تجمع، اختلاط و تصادم مانند خیل ملخ پراکنده اند و دیگر هنگام توقف برای حسابرسی است که مانند دسته ای پروانه سرگردان و پراکنده سرگشته خود را به هر سو که گمان کنند رهایی می یابند می افکنند. در روایتی از پیامبر «فراش مبثوث» وصف مردم هنگام عبور از صراط دانسته شده هرچند تفسیر «مبثوث» به «هیجان بعد از آرامش و خفا» مؤید ارتباط وصف «فراش مبثوث» با آغاز خروج مردم از گورهاست، در هر صورت این تعبیر به چنان هول و هراسی اشاره دارد که امام سجاد(علیه السلام) از آن روز با وصف مذکور به خدا پناه برده است: «أسئلک الأمان الأمان یا کریم یوم یکون الناس کالفراش المبثوث». این حالت عمومی سرگردانی، اضطراب و وحشت روز رستاخیز در آیات دیگری نیزبیان شده است. عبارت «... یومَئِذ یصَّدَّعون» نیز ناظر به مفهوم پراکندگی در آیه«کالفَراشِ المَبثوث»دانسته شده است. با اینکه واژه «ناس» در آیه، شامل عموم مردم از نیکان و بدان بوده و می تواند بیانگر رهسپاری هر کدام به سوی جایگاه مخصوص خود باشد گروهی این وضعیت را خاص بدکاران و کافران دانسته که سراسیمه و وحشت زده، گروه گروه می دوند و می افتند و خواری می کشند و می سوزند؛ امّا نیکان در آن زمان در سایه رحمت پروردگارند و وحشتی آنان را فرا نمی گیرد. جایگاه تمثیلی پروانه نزد عرب به عنوان نماد حماقت، ضعف و بی هدفی، تأییدی بر اختصاص آیه به بدکاران به شمار می رود. بعضی آیات دیگر نیز این دیدگاه را تقویت می کند. در کنار برداشت تمثیلی از تعبیر«فراش مبثوث»برخی سعی کرده اند آن را دلیلی بر عدم فنای موجودات تلقی کنند. اطلاق طیر به حشرات با توجه به اطلاق «طیر» بر حشرات پرنده در زبان عربی آن دسته از آیاتِ در بردارنده این واژه به پروانه نیز می توانند اشاره داشته باشند هرچند بیشتر این آیات با قرائن، چنین شمولی را از دست می دهند. طبق آیه ۳۸ سوره انعام همه آفریده ها اعم از جنبندگان، پرندگان و... امتهایی مانند انسان اند که برانگیخته خواهند شد. مفسران نظرهای گوناگونی در معنای حشر غیر آدمی ارائه کرده اند.
پروانه کسب، اجازه نامه جهت کسب وکار است.
امروزه پروانه کسب در عرصه تجارت و کسب‏وکار از اسناد مهم اقتصادی به شمار می‏رود؛ سندی که از سوی مراجع ذی صلاح دولتی صادر می‏شود و دارنده آن مجاز به کسب‏وکار در حرفه‏ای معین خواهد بود. عنوان یادشده از عناوین جدید است که در پاسخ به استفتائات به پاره‏ای احکام آن اشاره شده است. حکم پروانه کسب در تجارت واگذار کردن پروانه کسب و مانند آن به دیگری به صورت رایگان یا در مقابل گرفتن عوض به شرط عدم منع قانونی- بنابر تصرح برخی معاصران- جایز است. بیع پروانه کسب بنابر قول به اینکه مبیع باید عین باشد نه منفعت، صحیح نیست چنان‏که اجاره دادن آن صحیح نمی‏باشد؛ ازاین‏رو بعضی گفته‏اند: واگذار کردن پروانه کسب و گرفتن عوض، هبه مشروط به شمار می‏رود.

معنی پروانه در دانشنامه ویکی پدیا

پروانه
پَروانه حشره ای است از راسته پولک بالان (Lepidoptera)، از خانواده طبقه بندی نشده گُرزشاخکان.
الگوهای گوناگون رنگارنگ بر روی بال های پروانه ها و پرواز نامنظم ولی باوقار آن ها باعث شده تا تماشای پروانه یکی از سرگرمی های محبوب در برخی کشورها به شمار بیاید.
پروانه ها دارای چهار مرحله در زندگیشان هستند: مرحلهٔ اول تخم است، که پروانهٔ بالغ تخم گذاری می کند. مرحلهٔ دوم که تبدیل به لارو یا کرم می شود. در این مرحله لارو (کرمینه) مقدار زیادی برگ می خورد تا خود را برای مرحلهٔ بعد آماده کند. مرحلهٔ سوم شفیره است که کرم تاری به نام پیله به دور خود می بافد و مدتی در آن بدون هیچ غذایی زندگی می کند. مرحلهٔ چهارم که پروانه است و جانور بالغ که دارای بال است از پیله بیرون می آید.
پروانه ، نام یک حشره است و همچنین می تواند به موارد زیر، نیز اشاره داشته باشد:
پروانه (قطعه مکانیکی)
پروانه (سند)، نوشته ای رسمی
پروانه (مجموعه تلویزیونی)
پروانه، نامی دخترانه رایج در ایران
پروانه (اشنویه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اشنویه در استان آذربایجان غربی ایران است.
پروانه بالگرد یا ملخ بالگرد، (به انگلیسی: Helicopter Rotor)، یک نوع فن است که هم نیروی برا برای غلبه بر وزن بالگرد و هم نیروی رانش برای حرکت رو به جلوی آن را تأمین می کند. برای جلوگیری از اشتباه شدن با ملخ دم گاهی به گردنده، ملخ اصلی بالگرد گفته می شود.
بالگردها ۲ یا تعداد بیشتری ملخ دارند.
گشتاور منتقل شده از موتور بالگرد به پروانهٔ اصلی، بر اساس قانون سوم نیوتن سبب می شود که گشتاور عکس از ملخ به بدنهٔ بالگرد منتقل شود که تمایل دارد بالگرد را بچرخاند. بنابراین، بالگرد باید یک سامانه برای جلوگیری از چرخش بدنه داشته باشد. در بیشتر بالگردها، این کار توسط ملخی که بر روی دم آنها با زاویه حمله متغیر انجام می گیرد. این ملخ که با یک نسبت تبدیل ثابت توسط ملخ اصلی می چرخد، نیروی رانشی در صفحه افقی و در خلاف جهت گشتاور عکس العمل ایجاد می کند. حدود ۵ تا ۳۰ درصد از توان موتور (بسته به اندازه و طراحی بالگرد) صرف چرخاندن ملخ دم بالگردها می شود. به طور کلی، یک بالگرد بزرگ تر بخش بیشتری از توان خود را صرف چرخاندن ملخ دم می کند.
پروانه (برخوار و میمه)، روستایی از توابع بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه در استان اصفهان ایران است.
پروانه، اجازه نامه یا جواز، نوشته ای است که به دارندهٔ آن اجازهٔ کار معینی را می دهد.
«پروانه» (انگلیسی: The Butterfly (1914 film)) یک فیلم به کارگردانی تام ریکتس است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به شارلوت بارتون و جورج فیلد اشاره کرد.
پروانه (انگلیسی: Parwana) یک فیلم است که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آمیتاب باچان، اوم پراکاش، لالیتا پاوار و هلن اشاره کرد.
«پروانه» (انگلیسی: Butterfly (1982 film)) یک فیلم در سبک درام و جنایی است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد.
«پروانه» (انگلیسی: Butterfly (2000 film)) یک فیلم در سبک مستند است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.
«پروانه» (انگلیسی: The Butterfly (2002 film)) یک فیلم در سبک کمدی-درام است که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به میشل سرو و جری لوکاس اشاره کرد.
«پروانه» (انگلیسی: Butterfly (2004 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
«پروانه» (انگلیسی: The Butterfly (2007 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
«پروانه» (اسپانیایی: Mariposa) یک فیلم محصول آرژانتین به کارگردانی Marco Berger است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
«پروانه» (انگلیسی: Parvaneh) یک فیلم کوتاه به کارگردانی تلخون حمزوی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد.
تلخون حمزوی فیلمساز ایرانی مقیم سوئیس است که با این فیلم کوتاه نامزد جایزه اسکار ۲۰۱۵ شده است. او فیلمش را به زبان آلمانی تهیه کرده و از طرف کشور محل اقامتش، سوئیس به اسکار فرستاده شده است. این فیلم پیش از این در چند جشنواره خارجی دیگر نیز شرکت کرده است.
تلخون حمزوی این فیلم را برای پایان نامه کارگردانی فوق لیسانسش ساخته و برای همین فیلم جایزه نقره ای دانشجویی اسکار در سال ۲۰۱۳را نیز گرفته است.
فیلم کوتاه ۲۵ دقیقه ای «پروانه» درباره دختری افغان است که به اردوگاه پناهندگان سوئیس وارد شده، اما زمانی که از وضع بد سلامت پدرش آگاه می شود تصمیم می گیرد تمام پولش را که به شکل غیرقانونی به دست آورده، برای خانواده اش ارسال کند؛ او برای این کار مجبور است به شهر زوریخ برود و از آنجا که گذرنامه معتبر ندارد، قادر نیست پول را ارسال کند و در همین زمان با دختری به نام «امیلی» آشنا می شود و ماجراهایی برای این دو در ادامه فیلم رخ می دهد.
پروانه یا پیش برنده، یک قطعه گردان در داخل یک لوله و یا مجرا است که جهت بالا بردن فشار یک سیال مورد استفاده قرار می گیرد.
پروانه نام یک مجموعهٔ تلویزیونی است که در ۱۸ قسمت از شبکه سوم سیما پخش شده است. این مجموعه به کارگردانی جلیل سامان ساخته شده است. اولین قسمت مجموعه، روز دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۲، پخش گردید. این سریال مقطعی از فعالیت سازمان مجاهدین خلق در سالهایی دهه ۵۰ و تغییر گرایش در میان برخی اعضای آنرا به تصویر می کشد.
پروانه ۹۸'۸۹ (نام علمی: Diaethria phlogea) از گونه پروانه هایی است که در سال ۱۸۶۸ میلادی توصیف علمی شدند. آمریکای جنوبی به ویژه کلمبیا زیستگاه این گونه است.
پروانه آبی(به انگلیسی: Palos Verdes Blue butterfly)یک گروه کوچک از پروانهها است که در کالیفرنیا و لس آنجلس یافت می شود. این گونه در حال انقراض بوده و از آن فقط ۴۳۰۰ عدد باقی مانده است.
پروانه آسیای شرقی (نام علمی: Neope goschkevitschii) از گونه های آسیایی است که در سال ۱۸۷۵ توصیف علمی شد. پروانه آسیای شرقی همان طور که از نامش پیداست بیشتر در کشورهای شرق آسیا زندگی می کند.
پروانه آی اس سی (به انگلیسی: ISC license) یک پروانه سهل گیر نرم افزار آزاد است که توسط کنسرسیوم سیستم های اینترنتی منتشر می شود. این پروانه در واقع همان پروانه ساده شده بی اس دی یا پروانه ام آی تی است، اما لحن و زبان آن متناسب با کنواسیون برن درآمده و بخش های غیرلازم از آن حذف شده اند. این پروانه در اوایل برای نرم افزارهایی استفاده می شد که توسط ISC نوشته شده بودند. مانند نرم افزار BIND. اما از سال ۲۰۰۳، این پروانه به پروانه مورد علاقه پروژه اپن بی اس دی تبدیل شد و این پروژه و تعدادی پروژه دیگر شروع به استفاده از آن کردند. این پروانه شباهت زیادی به پروانه بی اس دی دارد.
بنیاد نرم افزارهای آزاد پیش از پذیرفتن این پروانه به عنوان یک پروانه نرم افزار آزاد، درخواست کرد که لحن پروانه شفاف سازی شود. در ژوئیه ۲۰۰۷، "and distribute" در متن پروانه به "and/or distribute" تغییر کرد. بنیاد نرم افزارهای آزاد در نهایت این پروانه را به عنوان «یک پروانه سهل گیر نرم افزار آزاد که با گنو جی پی ال سازگار است»، پذیرفت.
ترلان پروانه (زاده ۱۸ تیر ۱۳۷۷ در شیراز) بازیگر اهل ایران است.
تولد یک پروانه فیلمی به کارگردانی مجتبی راعی و نویسندگی سعید شاپوری ساختهٔ سال ۱۳۷۶ است.
اقدس خاوری (۱۳۰۸ - ۱۵ آبان ۱۳۸۷) با نام هنری خاطره پروانه، خواننده و ردیف دان موسیقی سنتی ایرانی بود.
مختصات: ۱۷h ۴۰٫۱m ۰۰s٬ +۳۲° ۱۳′ ۰۰″ مسیه ۶(به انگلیسی: Messier 6)یا خوشه پروانه یا ان جی سی ۶۴۰۵ یک خوشه ستاره ای باز در صورت فلکی کژدم است که فاصله آن از زمین دو هزار سال نوری و قدر ظاهری آن ۴.۵ است.
درخت پروانه(نام علمی: Laburnum) نام یک سرده از تیره باقلاییان است.
مختصات: ۲۶°۱۶′۰۶″ شمالی ۸۰°۱۰′۱۷″ غربی / ۲۶.۲۶۸۴۰۳۴° شمالی ۸۰.۱۷۱۳۱۳۳° غربی / 26.2684034; -80.1713133
دنیای پروانه اولین و بزرگترین باغ پروانه ها در جهان است. این باغ در ایالات متحده، کوکنات کریک قرار دارد و در سال ۱۹۸۸ تاسیس شد. دنیای پروانه حدود ۳۰۰۰ پروانه زنده را در خود جای میدهد.
این باغ همچنین دارای موزه ای برای حشراتی نظیر انواع سوسک، عقرب، بید و حشرات دیگر است.
بازدید کنندگان میتوانند از آزمایشگاه های تکثیر پروانه و مرحله های آن از جمله تخم ها، کرم ابریشم، و شفیره دیدن کنند.
دیزج پروانه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بناجوی شرقی بخش مرکزی شهرستان بناب واقع شده است.
زیستن چون پروانه: درنگی در آموزش زیست شناسی، عنوان دومین مجموعهٔ مقالات محمد کرام الدینی است که در سال ۱۳۹۱ توسط انتشارات خانهٔ زیست شناسی منتشر شده است. نخستین کتاب مجموعه مقالات محمد کرام الدینی در سال ۱۳۷۲ منتشر شد.
سالنامه ادبی پروانه نشریه ای است که سال ۱۳۳۹ به دست علی اصغر اشجاری و با مدیرمسئولی وی در شهر بابل (شهر) استان مازندران انتشار یافت. این سال نامه که به شیوهٔ مجلات ماهانه یا فصلی تدوین شده بود، به دلیل مشکلات مالی فقط یک شماره از خود به یادگار گذاشت و در سال ۱۳۳۹ از جنبش بازماند.
ان جی سی ۶۳۰۲ یا سحابی پروانه یا سحابی حشره یا کالدول ۶۹، نام یک سحابی سیاره نمای دوقطبی است که در صورت فلکی کژدم واقع شده است. ساختار این سحابی، یکی از پیچیده ترین ساختارهایی است که در سحابی های سیاره نما مشاهده شده است. طیف نوری سحابی پروانه، نشان می دهد که ستاره مرکزی آن یکی از داغ ترین ستاره ها در کهکشان است؛ آن چنان که دمای سطح آن بالای ۲۰۰٫۰۰۰ درجه کلوین بوده که بیانگر این است که اندازه این ستاره باید بسیار بزرگ باشد.
این ستاره مرکزی یک کوتوله سفید بوده و اخیراً با استفاده از دوربین ارتقاء یافته «میدان عریض» نصب شده بر تلسکوپ فضایی هابل کشف شده است. ستاره ذکر شده در حال حاضر دارای جرمی حدود ۰٫۶۴ جرم خورشید بوده و توسط یک صفحه استوایی متراکم منحصربه فرد تشکیل شده از گاز و غبار، احاطه شده است. احتمالاً این صفحه متراکم باعث برون ریزی ستاره برای تشکیل ساختار دوقطبی، همانند ساعت شنی شده است. این ساختار دوقطبی، ویژگی های جالب فراوانی را نشان می دهد که در این سحابی سیاره نما دیده می شود؛ از جمله دیواره های یونیزاسیون، گره ها و لبه های تیز.
شنای پروانه یکی از زیباترین و مشکل ترین انواع شنا است که در اکثر مسابقات معتبر جزو پر بیننده ترین انواع شناست. در حالی که دیگر انواع شنا توسط مبتدیان به راحتی انجام می شود، پروانه نیاز به تکنیک مناسب دارد تا صورت گیرد. بسیاری از نوآموزان پروانه را سخت ترین نوع شنا می دانند. در این نوع شنا حرکت پاها مانند حرکت دلفین در آب است و از کمر آغاز می شود دستها نیز بطور هم زمان و از طرفین به سمت جلو پرتاب می شود و و هم زمان با این عمل سر از آب بیرون امده و هواگیری انجام می شود.
طلسم پروانه نام نمایش نامه ای از فدریکو گارسیا لورکا است.
علف پروانه(نام علمی: Asclepias tuberosa) نام یک گونه از سرده استبرق است.
غروب پروانه (به کردی: ئیواره ی پروانه) نام رمانی است در زبان کردی (گویش سورانی) نوشته بختیار علی.
بختیار علی اهل سلیمانیه در کردستان عراق است و این کتاب دومین رمان اوست. غروب پروانه در روزهایی بین ۱-۱-۱۹۹۷ و ۶-۱۰-۱۹۹۷ نوشته شده و در سال ۱۹۹۸ از سوی انتشاراتی رهند در استکهلم سوئد به چاپ رسید.
کمی پس از انتشارش، این رمان، در نشریه ها و محافل گوناگون ادبی کردی مورد بحث و تفصیلات قرار گرفت.
غروب پروانه از ۲۲ فصل و یک پس نوشت تشکیل شده که روی هم ۲۵۵ صفحه هستند.
لباس غواصی و پروانه (به فرانسوی: Le Scaphandre et le Papillon) نام کتاب خاطراتی است که توسط روزنامه نگار فرانسوی ژان دومینیک بوبی نوشته شده است.
ژاک دومینیک بائوبی قبل از اینکه دچار عارضه حمله مغزی و معلولیت جسمی بشود، از سردبیران مجله ال بود. وی که دچار فلج جسمی شده بود، از لحاظ مغزی کاملاً سالم بود اما بجز پلک چشم چپش، اختیار تمامی اعضلات بدنش را از دست داده بود. از این روی تنها راه ارتباطی اش با دیگران از طریق پلک زدن بود. وی به این وسیله و با کمک پرستاران و اطرافیانش کتابی از زندگی خود را نوشت. وی ۱۰ روز پس از چاپ کتابش، به علت ابتلا به ذات الریه درگذشت.
بر پایه داستان این کتاب، فیلمی فرانسوی با همین نام در سال ۲۰۰۷ توسط جولیان اشنابل ساخته شد.
محمد پروانه، معروف به پروانه مه ولاتی، شاعر و نویسنده ایرانی است.
معین الدّین پروانه یا پروانهٔ روم، شهرت سلیمان بن مهذّب الدّین علی دیلمی از رجال و وزراء سلجوقیان روم است که در سال ۶۷۵ قمری به حکمِ اباقاخان از ایلخانان مغول به قتل رسید. پیشینه و زاگاه و اصالت او در کتب تاریخی به درستی مشخص نیست. ابن بی بی او را دیلمی و مستوفی او را کاشانی دانسته اند. نامِ پدرش را نیز مهذب الدین علی دیلمی ثبت کرده اند.
وی در آغاز مکتب دار بود و اندک اندک با کفایت خود به مقامات عالی رسید. هنگامی که کیخسرو بن سلیمان به فرمانِ اباقاخان به جایِ پدر نشست و سلطنت روم را به او دادند و چون در دورانِ کودکی به سر می برد دستور دادند که متولیِ امور معین الدین پروانه باشد. او به رتق و فتقِ امورِ روم پرداخت و مادرِ سلطان را در حباله یِ نکاحِ خویش در آورد. احساس وفاداری شخصی نسبت به خاندانِ پادشاهی فراوان بوده و تنها او به علّتِ هوش و ذکاوت در میانِ آن ها به سلطنت رسیده است. کیخسرو بن سلیمان هجده سال فرمان روایی کرد تا در ۶۸۲ق در ولایت آذربایجان به فرمانِ احمدخان به قتل رسید.
پروانه تا زمانی که کیخسرو بن سلیمان به سن بلوغ رسد و خود امورِ کشور را به دست گیرد، نیابت فرمانرواییِ مطلق داشت و حتی عزل و نصب سلاطینِ سلجوقیِ روم به مشورت و مصلحت او بود. اما هنگامی که پادشاه به حد رشد و استقلال رسید، با بیبرس سلطانِ وقت مصر وارد مذاکره شود. آن دو با یکدیگر توطئه چیدند که مغول ها را از آسیایِ کهن بیرون برانند و پروانه را بر جایِ سلجوقیان بنشانند.
در آغاز همه چیز بر طبقِ نقشه پیش رفت و در سالِ ۶۷۵ قمری در البستان با امراء توقو و تودون بهادر که حاکمِ آنجا بوند، جنگ کرد و ایشان را کشتند و مغول ها را شکست دادند و وارد قونیه شدند؛ ولی زمانی که قوایِ خود را در قیصریه برای مبارزهٔ بیشتر جمع آوری کردند، پروانه به وحشت افتاد و وحشتِ او به سپاهیان نیز سرایت کرد. البته باید این نکته را نیز در نظر گرفت که پیرامونِ نقشِ پروانه در دعوت از بیبرس و شکستِ سپاه مغول آراء گوناگونی ابراز شده است: برخی معتقدند که وی در شکستِ لشکرِ مغول نقشی پُررنگ داشته است؛ چنان که در شبِ حادثه مغولان را به عشرت مشغول کرد. برخی هم بر این نظرند که مولانا او را به خاطرِ همکاری با مغولان نکوهش کرده است. در هر صورت، اباقاخان؛ پادشاه خشمناک ایلخانیِ مغول، این حرکت از فعلِ پروانه می دید و او را در سالِ ۶۷۵ قمری در شهرِ آلاطاق به قتل رساند.
نخل پروانه (نام علمی: Dypsis lutescens) نام یک گونه از سرده نخل های لاغر است.
کمالوند محمدحسن پروانه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.



در صورتی که معنی کلمه بالا (استخراج شده از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، لطفا گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پروانه در جدول کلمات

پروانه
رانجو
پروانه هواپیما
هلیس
پروانه و جواز
اجازه نامه
پروانه کار
فن
پروانه | رخصت
جواز
رمانی از پروانه ایجازی
نغمه جدایی
ساخته جلال مقدم در سال 65 با بازی عزت ا••• انتظامی | پروانه معصومی و امین تارخ
چمدان
ساخته خسرو ملکان با بازی پروانه معصومی
تماس
ساخته خسرو ملکان در دهه 70 با بازی پروانه معصومی
تماس
ساخته خسروملکان با بازی پروانه معصومی و مرحوم احمد قدکچیان
تماس

معنی پروانه به انگلیسی

- اسم -
pass
رد ، راه ، پروانه ، گذرگاه ، بلیط ، گردونه ، عبور ، معبر ، جواز ، گذر ، گدوک ، گذرنامه
permit
اجازه ، پروانه ، جواز
permission
رخصت ، اجازه ، دستور ، پروانه ، ترخیص ، مرخصی ، اذن
paper
مقاله ، پروانه ، ورقه ، روزنامه ، جواز ، کاغذ ، ورق کاغذ
license
اجازه ، پروانه ، جواز ، جواز شغل
billet
ورقه جیره ، یادداشت مختصر ، پروانه ، اجازه نامه
butterfly
پروانه
propeller
پروانه ، پروانه هواپیما وکشتی وغیره
moth
پروانه ، بید ، حشرات موذی
governor
طرفدار ، پروانه ، حاکم ، سایس ، فرماندار ، حکمران
fan
پروانه ، پنکه ، بادزن ، باد بزن ، تماشاچی ورزش دوست ، هیکل
licensure
اجازه ، پروانه

معنی کلمه پروانه به عربی

پروانه
اجازة , ترخيص , رخصة , عث , فراشة , ملاحظة , ورقة
إِجازَة رَسْمية
اجازة , دستور
مجاز
مجيز
إِجازَة تَصْديرٍ
إِجازَة مُرُورٍ
إِجازَة مُؤَقَّتة
مروحة
إِجازَة المحاماة
فراشة
طحان
مجاز

پیشنهاد شما در مورد معنی پروانه


آخرین پیشنهادات
تصویر - عکس - مخالف پروانه
کلمه : پروانه
اشتباه تایپی : ~v,hki
آوا : parvAne
نقش : اسم
عکس پروانه : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با پروانه در گوگل

حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبدیل عکس و پی دی اف به متن
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس