مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

کبری

/kobrA/

معنی کبری در لغت نامه دهخدا

کبری. [ ک ُ را ] (ع ن تف ) مؤنث اکبر. بزرگتر. (منتهی الارب ). ج ، کُبَر.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). کُبرَیات. (اقرب الموارد). در فارسی بدون توجه به تذکیر و تأنیث این کلمه صفت استعمال شود. (فرهنگ فارسی معین ) :
ترا عطیه ٔ عمری چنانکه هیلاجش
کند کبیسه ٔ سالش عطای کبری را.
انوری.
رب العالمین در آن عرصه ٔ عظمی و انجمن کبری اول خطابی که با بندگان کند. (کشف الاسرار از فرهنگ فارسی معین ). || نامی از نامهای زنان. (یادداشت مؤلف ). || نوعی از فاصله. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || نزد علمای عربیت بر قسمی از جمله اطلاق می شود. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

کبری. [ ک ُ را ] (ع اِ) یکی از دو مقدمه ٔ قیاس اقترانی است. هر قیاس ناچار از دو مقدمه است : مقدمه ٔ اول که آن را صغری می گویند و مقدمه ٔ دوم که کبرایش گویند، مثلا در: جهان متغیر است و هر متغیری حادث است ، جهان حادث است ؛ جمله ٔ هر متغیری حادث است کبرای قیاس است. آن مقدمه که محمول نتیجه در وی می افتد مقدمه ٔ کبری خوانند و محمول نتیجه را حد اکبر. (اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 191). رجوع به فرهنگ علوم عقلی و رهبر خرد چ خیام سال 1313 ص 271 و نیز به قضیه و مقدمه شود.

کبری. [ ک ُ را ] (اِخ ) (مخفف طامةالکبری ) لقب شیخ نجم الدین ابوالجناب احمدبن عمربن محمدبن عبداﷲ صوفی خیوه ای خوارزمی است و کبرویه یا کبراویه بدو منسوبند. رجوع به شیخ نجم الدین کبری شود.

کبری. [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب به کبر، لقب حفص بن عمربن حلیم الکبری. رجوع به انساب سمعانی شود.

معنی کبری به فارسی

کبری/kobrA/
• ( صفت ) مونث اکبر ۱ - بزرگتر . توضیح در فارسی بدون توجه بتذکر و تانیث این کلمه صفت استعمال شود : [ ترا عطی. عمری چنانکه هی جش کند کبیس. سالش عطای کبری را ] . ( انوری ) ( فروزانفر . تعلیقات معارف بهائ ولد ) : ] رب العالمین در آن عرص. عظمی و انجمن کبری اول خطایی که با بند گان کند ... ] . ( کشف اسرار ) ۲ - یکی از دو مقدم. قضیه که حاوی کلی ترین تصور ات است مث انسان فنا نا پذیر است و هر انسانی حیوان است مقابل صغری . یا مقدم. کبری . ۳ - یکی از دو نوع فاصل. .
• منسوب به کبر لقب حفص بن عمر بن حلیم الکبری
• یا اصحاب السکنیه الکبری : در تداول حکمت اشراق یعنی : کسانیکه انوار حافظ و بروق درخشان در ایشان ثابت و پایدار گردیده و برای آنان بمنزله ملکه شده است .
• هفت اورنگ مهین . هفت ستار. روشن در صورت دب اکبر که آنرا هفت برادران نیز گویند و بصورت نعشی که سه تن در پیش آن باشند ٠
• هفت اورنگ مهین ٠
• بی تکبری . تواضع . خضوع و فروتنی .
• ناصرالدین شاه قاجار پس از مراجعت از سفر عراق عرب دستور داد مجلسی بنام مذکور مرکب از چهار شاهزاده درجه اول و وزیران دولت برای شور در امور مهم تشکیل دهند و معتمدالملک ( برادر مشیر الدوله ) را بسمت ناظم دارالشوری معین کرد ( ۱۲۸۸ ه. ق . )
• سفیر کشورهای بزرگ در کشور دیگر
• لقب فاطمه دختر محمد بن عبد الله ( ص )
• دو مقدمه قضیه که از تالیف آن قولی بوجود می آید
• در طرف انسی ساق واقع و آنرا جسمی و دو سر است .
• در برابر قیامت صغری در قیامت کبری جمیع مخلوقات محشور و مبعوث خواهند شد و هر کس بجزا و پاداش عمل خود خواهد رسید .
• احمد بن عمر بن محمد خوفی خوارزمی مکنی به ابوالجناب و ملقب به نجم الدین و طامه الکبری و معروف به شیخ نجم الدین کبری موسس سلسله کبرویه ( مقت. ۶۱۸ ه.ق.) از مشاهیر عرفا و اکابر صوفیان قرن ششم و هفتم است نجم الدین رازی مجدالدین بغدادی سعدالدین حموی سیف الدین باخزری و غیره از شاگردان او بودند و او را ولی تراش گفته اند زیرا در مدت عمر دوازده کس را بمریدی قبول کرد که تماما از مشایخ و اولیا شدند و در حمله مغول در خوارزم بقتل رسید. مزارش ناپیداست . از تالیفات اوست : رساله الخائف الهائم عن لومه اللائم . فوائح الجمال و فواتح الجلال بفارسی . رباعیاتی چند هم بدو منسوب است .
• احمد بن عمر بن محمد خوفی خوارزمی مکنی به ابوالجناب و ملقب به نجم الدین و طامه الکبری و معروف به شیخ نجم الدین کبری موسس سلسله کبرویه
• احمد بن عمر خیوقی ملقب به شیخ نجم الدین .

معنی کبری در فرهنگ معین

کبری
(کُ را) [ ع . ] ۱ - بزرگتر. ۲ - در اصطلاح منطق مقدمة دوم در یک قضیة منطقی .

معنی کبری در فرهنگ فارسی عمید

-

معنی کلمه کبری به عربی

عکس و تصویر کبری
کلمه : کبری
اشتباه تایپی : ;fvd
آوا : kobrA
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس کبری : در گوگل

پیشنهاد شما در مورد معنی کبری


آخرین پیشنهادات
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس