مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 177 100 1

AC

تلفظ AC
تلفظ AC به آمریکاییUs : /ˈeɪˈsiː/   تلفظ AC به انگلیسیUk : /ˈeɪˈsiː/

مخفف:، (شیمی) اکتینیم، پیشوند: قبل از واژه هایی که با c و q شروع می شوند می آید (رجوع شود به: ad-)، تهویه ی مطبوع (air conditioning)، جریان برق متناوب (alternating current)، باشگاه ورزشی (athletic club)، قبل از مسیح (ante christum)، مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic می باشد

مخفف AC

AC
عبارت کامل: Alternating Current
موضوع: علمی
جریان متناوب نوعی از جریان است که در آن دائماً مقدار و جهت آن نسبت به زمان در حال تغییر است. در بیانی دیگر، مقدار جریان دائماً کم و زیاد می شود و جهت حرکت الکترون ها هم عوض می گردد. از مقدار بیشینه به صفر و سپس از صفر به کمینه می رسد و دوباره به صفر و بعد از آن به حالت اول بر می گردد و این چرخه تا قطع جریان ادامه دارد.
عبارت کامل: Ante Clbum
موضوع: پزشکی
قبل از غذا befor meals or ante clbum

معنی AC در دیکشنری تخصصی

AC
[خودرو] air condition ایرکاندیش , کولر. شبیه به یخچال کار میکند ,توسط یک کمپرسور ماده گازی تحت فشار قرار گرفته گرم و تبدیل به مایع شده و سپس سرد میشود. بعد از بخار شدن سریع خنک میشود.برای کارکرد کمپرسور مصرف سوخت اتومبیل کمی افزایش میابد.
[شیمی] اکتینیم - عنصر سفید رادیو اکتیو فلزى که همراه اورانیم و رادیم یافت می شود
[کامپیوتر] برق متناوب
[برق و الکترونیک] alternating current-جریان متناوب ( ای سی ) جریان الکتریکی که اندازه . جهت آن معمولا به صورت سینوسی تغییر می کند . هر مرحله تکرار ، از صفر تا بیشینه در یک جهت و سپس به بیشینه در جهت دیگر و برگشت به صفر ، یک چرخه نام دارد . تعداد چرخه ها در 1 ثانیه مشخص کننده ی بسامد بر حسب هرتز است . مقدار میانگین جریان متناوب صفر است . - altenating current-ای سی
[بهداشت] سلولهای غیر طبیعی - atypic celluar
[خاک شناسی] افق اسی
[زمین شناسی] اکتینیم - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Actinium - شماره اتمی :89 - وزن اتمی :(227) - آرایش الکترونی :2-8-18-32-18-9-2 - نوع عنصر :خانواده اکتینیدها - دوره جدول تناوبی :7
[برق و الکترونیک] بایاس ای سی یک سیگنال ای سی که به همراه سیگنال اصلی به هد ظبط صوت معناطیسی وارد میشود تا پاسخ بسامدی آن را بهتر کند و اعوجاج و نویز را به حداقل برساند بسامد با یاس باید چندین برابر بزرگترین بسامد موجود در سیگنال اصلی باشد
[برق و الکترونیک] تزویج ای سی نوعی تزویج که اجازه عبور جراین مستقیم یا مولفه ای سی سیگنال رانمیدهد
[برق و الکترونیک] ای سی / دی سی علامت اختصاری که نشان میدهد یک گیرنده ، اساب یا وسیله الکتریکی باهر دو خط تغذیه ای سی و دی سی کار میکند
[برق و الکترونیک] گیرنده ای سی / دی سی گیرنده عمومی نوعی گیرنده رادیویی که با خط تغذیه ای سی یا دی سی کار میکند
[برق و الکترونیک] هد پاک کننده ای سی هد معناطیسی ای که با استفاده از جریان متناوب ، میدان مغناطیسی با کاهش تدریجی را برای پاک کردن سیکنالهای ضبط شده تولید میکند
[برق و الکترونیک] شاخه دهی (( ای سی )) حد شاخه دهی در خروجی یک مدار منطقی در شرایط سرعت بالا . ظرفیتهای مزاحم میتوانند تعداد مجاز شاخه های خروجی را تقریبا به نصف حالت دی سی کاهش دهند
[برق و الکترونیک] مولد ای سی ماشسین الکتریکی چرخانی که توان مکانیکی را به توان الکتریکی ای سی تبدیل میکند
[برق و الکترونیک] منبع تغذیه ی (ای سی) منبع تغذیه که یک یا چند ولتاژ(ای سی ) خروجی تولید می کند ، مانند مولد(ای سی ) دیناموتور ، وارونگر یا ترانسفورمر.
[برق و الکترونیک] گیرنده ی ( ای سی ) گیرنده ی رادیویی که فقط با خط تغذیه ی ( ای سی ) کار می کند .
[برق و الکترونیک] ولت AC ولتاژ AC بر حسب ولت . مورد استفاده و کاربرد علمی آن معنای دقیق محدوده آن را معین می کند.

معنی کلمه AC به انگلیسی

ac
• before christ (latin)
• organized division of soldiers
• regulation of air humidity and temperature (i.e. in a building)
• radioactive metallic element (chemistry)
• ac is used to refer to an electric current that continually changes direction as it flows; an abbreviation for `alternating current'.
ac | dc
• (offensive slang) bisexual, someone who is sexually attracted to people of both genders
ac milan
• professional soccer team from milan (italy)

پیشنهاد شما در مورد معنی AC


آخرین پیشنهادات
پوریا ابوالفضلی > معنی written law
پوریا ابوالفضلی > معنی wire pulling
پوریا ابوالفضلی > معنی settled question
پوریا ابوالفضلی > معنی unsettled question
پوریا ابوالفضلی > معنی vacancy
تینابانو > معنی تینا
مرد جان سخت > معنی مهراس
سیامند > معنی سیامند

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی ac
کلمه : AC
املای فارسی : عاصی
اشتباه تایپی : شز
عکس AC : در گوگل


آیا معنی AC مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن تبلیغات
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس