مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 262 100 1

Adopted

تلفظ Adopted
تلفظ Adopted به آمریکاییUs : /əˈdɑːpt/   تلفظ Adopted به انگلیسیUk : /əˈdɒpt/

پذیرفته، گرفته، اختیارشده

معنی کلمه Adopted به انگلیسی

adopted
• taken as one's own; taken and raised as part of a family (of a child)
adopted child
• child that is taken legally into and raised in a family that is not his original biological family
adopted her
• took her as one's own child
adopted him
• took him as one's own child
adopted the idea
• approved the plan, appropriated the idea

پیشنهاد کاربران درباره معنی Adopted

پريسا ٠٦:٢٥ - ١٣٩٦/٠٦/٢٣
فرزندخوانده

پیشنهاد شما درباره معنی Adopted



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی adopted
کلمه : Adopted
املای فارسی : ادپتد
اشتباه تایپی : شیخحفثی
عکس Adopted : در گوگل


آیا معنی Adopted مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو