مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 139 100 1

a bomb

تلفظ a-bomb به آمریکاییUs : /ˈeɪbɒm/   تلفظ a-bomb به انگلیسیUk : /ˈeɪbɒm/

بمب اتمی

معنی a bomb به فارسی

عمارتی که بمب بدان کارگر نباشد
(انگلیسی ـ خودمانی) خیلی گران است، هزینه ی آن سر به فلک می زند
(انگلیس - خودمانی) بسیار موفق است
(خودمانی) خیلی تند می رود، مثل برق می رود

معنی a bomb در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] بمب اتمی .

معنی کلمه a bomb به انگلیسی

a bomb
• an a-bomb is an atom bomb.
assemble a bomb
• make an explosive device
defuse a bomb
• neutralize a bomb, remove the fuse from an explosive devise so it cannot be detonated

پیشنهاد شما در مورد معنی a bomb


آخرین پیشنهادات
عاشق کره > معنی کامسامیدا
ArezoO > معنی فاخته
ArezoO > معنی رصین
هدیه > معنی دندانپزشک
ملینا > معنی ملینا
احمد علی پور > معنی autoecious
شادی مسلمی > معنی خوددلسوزی
احمدلطفی- مدرس دانشگاه پیام نور بدره > معنی سیری دراشعار حکمای لک

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی a bomb
کلمه : a bomb
املای فارسی : ا بمب
اشتباه تایپی : ش ذخئذ
عکس a bomb : در گوگل


آیا معنی a bomb مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس