مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 139 100 1

a born

تلفظ a-born به آمریکاییUs   تلفظ a-born به انگلیسیUk

معنی کلمه a born به انگلیسی

a born
• a natural (artist, killer, etc.)

پیشنهاد شما در مورد معنی a born


آخرین پیشنهادات
عاشق کره > معنی کامسامیدا
ArezoO > معنی فاخته
ArezoO > معنی رصین
هدیه > معنی دندانپزشک
ملینا > معنی ملینا
احمد علی پور > معنی autoecious
شادی مسلمی > معنی خوددلسوزی
احمدلطفی- مدرس دانشگاه پیام نور بدره > معنی سیری دراشعار حکمای لک

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی a born
کلمه : a born
املای فارسی : ا برن
اشتباه تایپی : ش ذخقد
عکس a born : در گوگل


آیا معنی a born مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس