مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 173 100 1

a

تلفظ a
تلفظ a به آمریکاییUs : /eɪ/   تلفظ a به انگلیسیUk : /eɪ/

یک، یک عدد، - ی (یای نکره یا وحدت)، (پیش از واژه هایی که با حرف صدادار آغاز می شوند تبدیل به an می شود)، هر، هر یک، گروه خونی آ (رجوع شود به: abo system)، نمره ی الف، (موسیقی) نت ششم در گام لا ماژور c، پیشوند:، در، به، درون، در حال، مشغول، حرف اول الفبای انگلیسی , حرف اضافه مثبت

معنی a به فارسی

بیست ریالی
چهارساله، در4سالگی
گردونه شش نفره، اتومبیل یاهواپیمایی که 6 تن را جادهد
جامع کمالات
اقیانوس منجمد جنوبی
جوهر سرکه
قانون اقامت بیگانگان
صفت مستقیم، فرع اسم
محلول امونیا، امونیاک
محلول امونیا، امونیاک
بارها، چندین بار، مکرر، دوباره وسه باره
وکیل و موکل
گوشهای متبادل، زوایای متبادل
وکیل عمومی
ناگهان، یکمرتبه، غفله
نور یا فجرجنوبی، شفق جنوبی
( بچه بغلی ( کنایه از افراد بی تجربه و نابالغ
ادم بی وجود
آدم بد قمار
آدم بیشرف، یا شریر
بادمجان بم آفت نداره
عروس نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است
لاغرو، نحیف، پوست و استخوان، یک کیسه استخوان
مایه ی رنج و گرفتاری
نمودار میله ای، نمودار ستونی
یک (بطری یا قوطی) آبجو
با سخاوت، گشاده دست، مهربان، باگذشت
سیلی نقد به از حلوای نسیه
آدم بد قدم
نظر کلی، دید اجمالی
کمی
کمی زیاده، بیش از حد
یک ذره از
عملا، در حقیقت خیلی، زیاده، بیش از حد، کمی، نه کم
کمی ضخیم
کمی، نه کم، داروی تلخی که باید فرو داده شود، کار ناخوشایند ولی لازم، جام زهر
یک دروغ آشکار
داروی تلخی که باید فرو داده شود، کار ناخوشایند ولی لازم، جام زهر، چیزی که ابتدا خوشایند نیست ولی بعدا معلوم می شود که خوب بوده، توفیق اجباری
چیزی که ابتدا خوشایند نیست ولی بعدا معلوم می شود که خوب بوده، توفیق اجباری
لحظه، (در) یک چشم بر هم زدن
نظرکوته فکرانه (بدون توجه به عقاید دیگران یا جنبه های دیگر موضوع)، نسنجیده، لکه ی بدنامی، آبروریزی، افتضاح
لکه ی بدنامی، آبروریزی، افتضاح، 1- آذرخش، برق از آسمان 2- رویداد ناگهانی (و معمولا ناخوشایند)، چیز برق آسا
بمب اتمی
عمارتی که بمب بدان کارگر نباشد
بارها، چندین بار، مکرر، دوباره وسه باره
عملا، در حقیقت خیلی، زیاده، بیش از حد، کمی، نه کم
حالت شدید چیزی، بی نهایت، بسیار (بد)
مخفف: به این نام هم شناخته می شود، به نام مستعار (مثل نام هایی که در پرونده های پلیسی ذکر می شود)
حرف اول الفبای انگلیسی، هر یک از اصواتی که این حرف در زبان انگلیسی دارد، (هر چیز شامل اقلام و اجزا) قلم اول، هر چیز به شکل:a، وابسته به حرف a
(عامیانه) عالی، بزرگ، محشر، غول آسا
بتصدیق خودتان
طاق حزبی
صف جنگ
تقریبا، بطورتقریب، تخمینا
گل شرابی
بازهم تشریف اوردید
محکمه استیناف
سنگ سرمه
مایه هراس، موجب وحشت
حرف تعریف چون eht
ایاهیچاذیت شدید
قوس نهار، قوس روز
زنای مردزن داربازن شوهردار، زنای محصن بامحصنه
کندفهم
زودیاب، دردسترس
طاق نما
اداره مالیه
سکته برقی، سکته کامل
عصرطلایی
عصرشمابخیر
رازدار
(خودمانی) بسیار، خیلی
اگرمی خواهدکسی بشود
غیرعاقلانه، بی تامل، بیخرد
دایر، مشغول کار، مشغول نبرد
حرف تفکیر a
سیب زمینی ترشی، برالماسی
شوخی بکنار
زمینی، که عبارت از زمین است، ملکی، ملک دار، مستقل
درازو زشت، بلندولاغر، لندوک
مانند پیه خوک، ماسیده، مومی
دست باز، دارای دست بگیر، گیرنده، حریص
بزرگ
مو، آهسته، سنگین
آخر، آخرین، واپسین، گذشته، اخیر، قطعی، دم آخر، پایان، بالاخره، خاتمه

معنی a در دیکشنری تخصصی

[شیمی] ampere آمپر (A) (شدت جریانی که یک ولت در مدارى به مقاومت یک اهم در مدت یک ثانیه ایجاد می نماید) - ampere آمپر (A) (شدت جریانی که یک ولت در مدارى به مقاومت یک اهم در مدت یک ثانیه ایجاد می نماید)
[کامپیوتر] رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متناظر با عدد 10 در سیستم دهدهی است
[دندانپزشکی] نخستین حرف الفبای انگلیسی، دندان سانترال شیری را با این حرف نمایش می دهند
[برق و الکترونیک] alpha-آلفا ( حرف یونانی آلفا ) 1.نماد ضریب تقویت جریان ترانزیستور در مدار بین مشترک که به صورت نسبت تغییرات جراین کلکتور به تغییرات جریان امیتر با ثابت بودن ولتاژ کلکتور تعریف می شود . - aluminium-آلومینیم عنصر فلزی سبک و به رنگ سفید نقره ای با عدد اتمی 13 و وزن اتمی 27. به عنوان عنصرپذیرنده برای آلایش سیلسیم و تبدیل آن به ماده نوع پی به کار میرود . همچنین برای ساخت صفحه ها و بدنه ی خازن های الکترولیتی آلومینیمی و صفحه های خازن های تنظیمگر با دی الکتریک هوا استفاده می شود . با نشاندن و زدودن ان در مدارهای مجتمع به عنوان رسانای الکتریکی به کار میرود و نیز از سیم های نازک ان برای اتصال بین نیمرسانا با پایه های بیرونی استفاده می شود . اکسید الومینیم یا سرامیک الومینا ، کار برد گسترده ای به عنوان ماده ی بستر ، عایق ، و پنجره ی لامپ های توان ریز موج دارد . - ampere-آمپر 1. واحد عملی جریان الکتریکی . یک آمپر جریان معادل با عبور الکترون از نقطه ای در ظرف یک ثانیه است که به صورت 1 سی / اس و یا نتیجه ی اعمال ولتاژ یک ولت به دو سر مقاومت یک اهمی نیز بیان می شود . 2. ( سیستم اس آی) : جریان ثابتی که اگر از دو رسانای مستقیم موازی به طول بی نهایت و سطح مقطع ناچیز و به فاصله ی یک متر از همدیگر در خلأ عبور کند ، نیرویی معادل بین این رساناها ایجاد خواهد کرد . - angstrom-آنگستروم [ ای] یک واحد طول ، 10/000 ای = 1 سانتمتر ؛ 1 ای = 10 به توان -8 سانتیمتر ، همچنین 1 ای 10 به توان 10- متر = 10 به توان 4- میکرو متر = 3/937 × 10 به توان 9- آی ان . در حال حاضر استفاده از میکرومتر ( میکرو ام) به عنوان واحد اندزه گیری نسبت به آنگستروم ترجیح داده می شود .طول موج نور مرئی بین 4000 و 78000 آنگستروم ( 0/4 و 78 میکرومتر = 400 تا 780 نانومتر ) است . تابش فرابنفش ( یو وی ) کوتاهتر از 0/4 میکرومتر و تابش فرو قرمز بیشتر از 0/78 میکرومتر است . - attenuation constant-ثابت تضعیف [ آلفا] مشخصه ای برای یک خط یا محیط که از آن موج تخت با بسامد معین عبور می کند . مقدار آن برابر با قسمت حقیقی ثابت انتشار بر حسب نپر بر واحد طول است . ثابت تضعیف ، آهنگ نسبی کاهش دامنه ی مؤلفه ای از میدان ( ولتاژ یا جریان ) را در جهت انتشار نشان می دهد. قسمت موهومی ثابت انتشار ، ثابت فاز است .
[نساجی] اولین حرف لاتین
[ریاضیات] رقم 10 در مبنای شانزده، اولین حرف الفبای انگلیسی
[آمار] حرف اول الفبای انگلیسی
[زمین شناسی] افق a ، خاک بالایی فوقانی ترین منطقه خاک است و افقی است که رشد و نمو گیاهان در آن نفوذ می کنند. این افق از مواد خاکی نرم (رس) که غنی از مواد آلی و موجودات زنده میکروسکوپی است تشکیل یافته است که وجود این مواد آلی باعث رنگ خاکستری تا سیاه این افق می گردد. البته این زمین غالبا برای کشاورزی مناسب میباشند. اکسیدهای آهن و همچنین بعضی از مواد محلول ممکن است از این منطقه به افق b برده شوند و در آنجا رسوب کنند.
[کامپیوتر] وسیله اضافی .
[خاک شناسی] اوبی
[سینما] حلقه های AB
[سینما] فیلم پیچی AB
[زمین شناسی] محور a - محوری از یک شبکه بلوری دوطرفه که بر ( 100 ) عمود است . - مقایسه شود با : محورb ،محور c - در بلور شناسی : یکی از محور های بلور شناسی که به عنوان یک مرجع در توصیف بلور ها استفاده می شود. محور a ،محوری است که حول محور افقی ( از جلو به عقب ) می چرخد. در یک بلور ارترومبیک یا تری کلینیک ، این محور معمولاً همیشه کوتاه ترین محور است . در بلور های مونو کلینیک ، محور a Clinoaxis است. حرف a معمولاً به صورت ایتالیک و متمایز نوشته میشود . - در پترولوژی ساختمانی یکی از 3 محور مرجع اورتوگونال a ، b ، c که به 2 صورت مجزا استفاده می شوند. - الف) برای کمک به توصیف و توضیح هندسه بافتی که دارای تقارن مونوکلینیک می باشد صفحه تقارن نا در به نام صفحه c _a خوانده می شود. و a در محل تقاطع این صفحه با یک سطح که بافت بر جسته و بیرون زده دارد، قرار میگیرد . ب) در یک معنای جنبش شناسی ، برای توصیف یک پلان تغیی
[برق و الکترونیک] سیگنال دهی ای /بی حالت خاصی از سیگنال دهی هشت بتی ال اس بی در سیستم قانون (( مو )) که تسهیم چهار حالت منطقی را به همراه صدا در کانالهای پی سی ام ممکن میکند
[برق و الکترونیک] یک خط خالی
[زمین شناسی] بمب اتمی .
[کوه نوردی] شتر سواری، روش صعودی که در آن فرد پاهای خود را در دو سوی گرده یا یال باریک گذاشته و با کمک ران ها و دست ها جلو می رود
[برق و الکترونیک] atto--آتو [ با علامت اختصاری ای ] پیشوندی برای نمایش 10 به توان 18- ، برابر 0/000000000000000001 ، یا یک میلیونیم یک میلیونیم یک میلیونیم .
[شیمی] استیل کو آنزیم A - استیل کو آنزیم A
[نفت] تعداد بشکه در سال
[حقوق] اعاده دادرسی، اجازه ارائه ادله و مدارک جدید، رسیدگی مجدد
[حقوق] اعلام جرم کردن، تحت تعقیب قرار دادن
[کامپیوتر] کلاس A- نگاه کنید به FCC
[برق و الکترونیک] digital - to analog-رقمی - به - قیاسی اشاره به سیستمهایی که ورودی آنها رقمی و خروجی انها قیاسی است.
[حقوق] حال کردن دین، تسریع کردن پرداخت
[معدن] A دینامکس(آتشباری)
[نساجی] لیف مصنوعی فایبرولین آ ( کازئین پولکی )

معنی کلمه a به انگلیسی

a
• first letter of the english alphabet; indefinite article used with nouns
• you use a or an when you are referring to someone or something for the first time, or when you do not want to be specific. note: the form an is used in front of words that begin with vowel sounds.
• you can use a or an instead of the number `one'. note: the form an is used in front of words that begin with vowel sounds.
• when you express rates, prices, and measurements, you can use a or an to say how many units apply to each of the items being measured. note: the form an is used in front of words that begin with vowel sounds.
• you can use a or an in front of uncount nouns when they come after adjectives or in front of words that describe the uncount noun more fully. note: the form an is used in front of words that begin with vowel sounds.
a | c
• current banking account, checking account
• electric current that regularly reverses direction in a circuit
• system or instrument that regulates air humidity and temperature (i.e. in a building)
a | d converter
• converter which changes analog signals to digital signals
a bad lot
• group of misfits; bad or wicked person (slang)
a bag of bones
• skinny or emaciated person
a bird in the hand is worth two in the bush
• it's best to go with what you have for certain then to wait for something better that you might never get
a bit
• a little, a few, a jot
a bit of
• a jot of, a little of, a few of
a bit of skirt
• (derogatory slang) male expression for females viewed sexually
a bit off
• rotten, gone bad
a bit thick
• too much, exaggerated, intolerable
a blatant lie
• outright falsehood, lie told brazenly
a blot on one's escutcheon
• dishonor to a person's reputation; blot on one's family
a blot on the landscape
• something that spoils the scenery; something that spoils an earlier comfortable situation
a blow by blow account
• account in great detail
a bolt from the blue
• unexpected and shocking surprise or event (e.g.: "she had been working in the company for twenty years, so when she quit it must have felt like a bolt from the blue")
a bomb
• an a-bomb is an atom bomb.
d | a
• from digital signals to analog
development area a
• given region that is under development
don't be such a
• don't be like a-, stop acting like a -
fit for a
• seemly for a, proper for a, fitting for a, suitable for a, would not shame anyone
he is but a
• he is nothing but a, he is merely a, he is no more than a
heck of a
• hell of a, remarkable, special, extraordinary (slang)
hell of a
• heck of a, remarkable, special, extraordinary (slang)
hepatitis a
• non-serious viral disease which is not usually persistant in the blood and is transmitted through the consumption of contaminated food or water
is but a
• is merely, is nothing but a
j | a
• bank account that is shared by two or more owners

پیشنهاد شما در مورد معنی a


آخرین پیشنهادات
معنی a
کلمه : a
املای فارسی : ا
اشتباه تایپی : ش
عکس a : در گوگل


آیا معنی a مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 98% )
بستن تبلیغات
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس