مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 195 100 1

ball bearing

تلفظ ball-bearing به آمریکاییUs : /ˈbɒlˈberɪŋ/   تلفظ ball-bearing به انگلیسیUk : /bɔːlˈbeərɪŋ/

بلبرینگ، یاتاقان ساچمه ای، کاسه ساچمه، گردونگر، چر  فلزی که روی ساچمه های فلزی کوچکی باسانی میلغزد

معنی ball bearing به فارسی

بلبرینگ گوشه دار

معنی ball bearing در دیکشنری تخصصی

[خودرو] یاتاقان ساچمه ای
[عمران و معماری] یاتاقان ساچمه ای - کاسه ساچمه - بلبرینگ
[مهندسی گاز] یاتاقان ساچمه ای
[نساجی] بلبرینگ ( یاتاقان ساچمه ای بدون اصطکاک )
[خودرو] گریس خور یاتاقان توپی پمپ آب
[خودرو] حلقه فنری یاتاقان توپی ؛ خار فنری یاتاقان توپی
[خودرو] چرخک (قرقره) یاتاقان توپی
[خودرو] حلقه نگهدارنده یاتاقان توپی
[خودرو] کاسه یاتاقان توپی چرخ
[مهندسی گاز] روغن یاتاقان

معنی کلمه ball bearing به انگلیسی

ball bearing
• small metal ball which is used in pivoting devices
• ball bearings are small metal balls used to make the moving parts of a machine run smoothly.

پیشنهاد شما در مورد معنی ball bearing


آخرین پیشنهادات
مریم آقاسی > معنی Quantification
مهرداد سایه بان > معنی Permission
SAEED > معنی xiphias
حسینخانی هزاوه > معنی هرزنه
abbas > معنی one-off pair
حیدر نیک آیین > معنی حضوری
abbas > معنی clicker
عاطفه > معنی appeal

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی ball bearing
کلمه : ball bearing
املای فارسی : بال بیرینگ
اشتباه تایپی : ذشمم ذثشقهدل
عکس ball bearing : در گوگل


آیا معنی ball bearing مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 99% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس