مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 203 100 1

bush

تلفظ bush
تلفظ bush به آمریکاییUs : /ˈbʊʃ/   تلفظ bush به انگلیسیUk : /bʊʃ/

مترادف: بته، بوته، شاخ و برگ
معانی دیگر: (گیاه کوتاهی که به جای یک ساقه ی اصلی چندین ساقه ی گسترنده دارد) گیاه پرپشت، بیاره، هرچیز شبیه بته، بته مانند (به ویژه دم جانور اگر پرپشت و فرچه مانند باشد)، جاروبکی، جاروبک مانند، فرچه مانند، (معمولا با: the) بوته زار وحشی، سرزمین پربته و رام نشده و بی ساکن، جنگل، جای دور افتاده، (مانند بته) پرپشت و گسترده شدن یا بودن، بته زار، جای پوشیده از بته، تیماس، (خودمانی) ریش (به ویژه اگر بلند و پرپشت باشد)، (مهجور) میخانه، (مهجور) شاخه ی پاپیتال که سابقا نشان شراب بود و بر تابلوی میخانه ها می کشیدند، با بته آراستن یا پوشاندن یا احاطه کردن، (امریکا - خودمانی) ناپیشه کار و ناشی، بی ارزش، ناچیز، (مکانیک)، بوش، آستر (فلزی یا پلاستیکی)، لایی، غلاف، غلافک، شا  وبرگ

معنی bush به فارسی

(جانورشناسی - گونه های نخستیان میمون مانند جنگل های حاره ی افریقا از تیره ی galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند) گالاگو
(گیاه شناسی) لوبیای بته ای (انواع گیاهان لوبیای معمولی phaseolus vulgaris که بته دارتر و پرپشت تر از گونه های دیگر لوبیا هستند)
پالتوی کمربنددار کوتاه که تا کپل می رسد و جیب های آن دکمه دارد، کت صحرایی (bush coat هم می گویند)
(امریکا - خودمانی)، رجوع شود به: minor league، درجهی دو، پیشپا افتاده
(امریکا - خودمانی)، (بیس بال) عضو تیم کوچک و کم اهمیت
(کانادا) پاره زمین جنگلی، جنگل درختان الواری
(جانورشناسی) خوک جنگلی (از جنس potamochoerus - بومی جنگل های افریقا)
سیلی نقد به از حلوای نسیه
به مطلب اصلی نپرداختن، اطاله ی سخن کردن، منظور از کلام را نگفتن، طفره رفتن، به اصل مطلب نپرداختن، منظور خود را بیان نکردن، صغری کبری چیدن
(گیاه شناسی) زیب گیاه (kolkwitzia amabilis از خانواده ی honeysuckle)
(گیاه شناسی) ونگ، گل آهو، علف آهو، شمشاد سرخ (انواع بته ها و درختچه های امریکایی از جنس euonymus از خانواده ی staff-tree که برگ یا گل های قرمز دارند - gas plant هم می گویند)، گل شعله
رجوع شود به: buddleia
رجوع شود به: mountain laurel
(گیاه شناسی) بداغ امریکایی (viburnum trilobum که بومی امریکای شمالی بوده و گل های سفید خوشه مانند می دهد و میوه ی آن سرخ و آبدار است و از آن کمپوت و مربا می سازند)
(گیاه شناسی) گیاه کرئوزوت (larrea divaricata از خانواده ی caltrop - بومی جنوب غربی ایالات متحده و شمال مکزیک - بوی تندی مانند بوی جوهر قطران دارد)
طفره رفتن
بته گل محمدی یا رز، گل بته، بته گل سر، گلبن
(گیاه شناسی) شمشیر امریکایی (euonymus americana)
(نوعی کدوی تابستانی دارای پوست صدف مانند) کدوی سفید

مترادف bush

- اسم -
بته
test , bosk , bush
بوته
bramble , test , check , bosk , bush , underbrush , shrub , heath , herb , bosket , brushwood
شاخ و برگ
bush , foliage , herbage , tod

معنی bush در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] بوش ، پوسته
[زمین شناسی] بوته ، بوته زار ، شاخوبرگ بوش : استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم می شود.
[نساجی] بوش - سیلندر - لوله کوتاه با سطح داخلی صیغلی مورد مصرف در صنعت
[ریاضیات] بوش زدن، بوش انداختن، بوش
[عمران و معماری] چکش دندانه ای - چکش دندانه دار - چکش دوسرسنگ تراشی
[عمران و معماری] چکشکاری
[زمین شناسی] بوته ،بوته زار ،شاخ وبرگ
[پلیمر] سوراخ (قطر داخلی) بوش
[ریاضیات] بوش راهنمای مته
[ریاضیات] بوش لبه دار
[ریاضیات] بوس مسطح، بوش صاف

معنی کلمه bush به انگلیسی

bush
• family name; george walker bush (born 1946), 43rd president of the united states (2001-), former governor of texas, son of george herbert walker bush; george herbert walker bush (born 1924), 41st president of the united states (1989-1993)
• perennial plant which has woody stems and branches and ranges in height from very low to the size of a small tree, shrub; wilderness, outback; tuft; minor league
• a bush is a plant which is like a very small tree.
• the wild parts of some hot countries are referred to as the bush.
• if you say `don't beat about the bush', you mean that you want someone to tell you something immediately and directly rather than trying to avoid doing so.
bush clover
• shrub or plant of the legume family with three-leafed leaves and small flowers
bush fire
• a bush fire is a fire that starts, usually by itself, in the wild parts of some hot countries, and spreads rapidly, causing great damage.
bush hammer
• metal hammer with one or two flat quare faces that are covered in a series of pyramidal points (used to carve stone)
bush league
• minor league (non-professional baseball league)
a bird in the hand is worth two in the bush
• it's best to go with what you have for certain then to wait for something better that you might never get
beat about the bush
• tell something in a round-about manner, talk around a subject without getting to the main point
beat around the bush
• speak indirectly, avoid directly discussing the issue, talk in a roundabout way without addressing the problem
bird in the hand is worth two in the bush
• it's best to go with what you have for certain then to wait for something better that you might never get
burning bush
• bush described in the book of exodus which burned with fire but was not consumed
george bush
• george herbert walker bush (born 1924), 41st president of the united states (1989-1993); george walker bush (born 1946), 43rd president of the united states (2001-), former governor of texas and son of george herbert walker bush
george herbert walker bush
• (born 1924) 41st president of the united states (1989-1993), father of president george walker bush
george w• bush
• george walker bush (born 1946), 43rd president of the united states, former governor of texas
george walker bush
• (born 1946) 43rd president of the united states (2001-), former governor of texas, son of george herbert walker bush
jeb bush
• governor of the state of florida (usa), one of the sons of former u.s. president george bush
small bush
• low small shrub
thorn bush
• type of bush that has sharp briars

پیشنهاد شما در مورد معنی bush


آخرین پیشنهادات
مریم آقاسی > معنی Quantification
مهرداد سایه بان > معنی Permission
SAEED > معنی xiphias
حسینخانی هزاوه > معنی هرزنه
abbas > معنی one-off pair
حیدر نیک آیین > معنی حضوری
abbas > معنی clicker
عاطفه > معنی appeal

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی bush
کلمه : bush
املای فارسی : بوش
اشتباه تایپی : ذعسا
عکس bush : در گوگل


آیا معنی bush مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس