مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 225 100 1

Cognitive

تلفظ Cognitive
تلفظ Cognitive به آمریکاییUs : /ˈkɑːɡnətɪv/   تلفظ Cognitive به انگلیسیUk : /ˈkɒɡnətɪv/

وابسته بدانش یااگاهی، دانستنی، شناسنده

معنی Cognitive در دیکشنری تخصصی

Cognitive
[نساجی] شناختی
[ریاضیات] تشخیصی
[روانپزشکی] ارزیابی شناختی.
[روانپزشکی] تغییر رفتار شناختی. سعی برای تغییردادن رفتار از طریق تعدیل طرز تفکر شخص، چیزی که قبلاً قانع سازی نامیده می شد.
[روانپزشکی] رشد شناختی. رشد توانایی رفتار کودک بگونه ای هشیارانه.
[روانپزشکی] ناهماهنگی شناختی. یک حالت هیجانی خاص در مواردی که دو نگرش یا شناخت همزمان، بی ثبات است و یا بین باور و رفتار آشکار تناقص وجود دارد. حل شدن تعارض فرض می شود که به عنوان پایه تغییر در الگوهای باورها عمل می کند که معمولاً تعدیل یافته و با رفتار هماهنگ می گردند. در نظریه خبر معادل Incongruity شمرده می شود.
[برق و الکترونیک] هوش شناختی توانایی برنامه ریزی ، تعریف اهداف و مدلسازی محیط بر اساس اطلاعات دریافتی از حسگرهای ورودی .
[روانپزشکی] نقشه شناختی. اصطلاح ابداعی تولمن برای توصیف تعبیر نظری رفتار حیوانی که به یادگیری ماز می پردازد. تولمن معتقد بود که حیوان یک رشته روابط فضایی – "نقشه" شناختی- پیدا می کند تا یادگیری محض یک سلسله پاسخ های آشکار.
[روانپزشکی] پردازش شناختی.
[روانپزشکی] روان شناختی شناختی. روشی کلی در روان شناسی که بر فرآیند های درونی، روانی تاکید می نماید. برای روان شناسی شناختی، رفتار فقط بر اساس خصوصیات آشکار آن قابل مشخص کردن نیست، بلکه مستلزم توضیحاتی در سطح رخدادهای روانی، نمایش های ذهنی، باور ها، قصدها، و نظایر آن ها است.
[روانپزشکی] علم شناختی. بر چسبی تازه برای مجموعه رشته های علمی مطالعه کننده روان انسان. علم شناختی یک اصطلاح چتری برای در برگرفتن رشته های گوناگون از قبیل روان شناسی شناختی، معرفت شناسی، علوم کامپیوتری، هوش مصنوعی، ریاضیات و روان شناسی عصبی است.
[روانپزشکی] شناخت درمانی. شناخت درمانی که توسط آئرون بک ابداع شد نوعی روان درمانی ساخت یافته کوتاه مدت است که برای رسیدن به اهداف از مشارکت فعالانه بیمار و پزشک کمک می گیرد. هر چند از روش های گروهی نیز استفاده می شود. این نوع روان درمانی ممکن است همراه با داروها به عمل آید.

معنی کلمه Cognitive به انگلیسی

cognitive
• aware, perceptive
• cognitive means relating to the mental process of learning; a formal word.
cognitive dissonance
• discrepancy between what a person does and what they think or believe; psychological state of conflict that occurs when a person's behavior contradicts their thoughts or beliefs
cognitive psychology
• branch of psychology which studies perception understanding and thought processes

پیشنهاد کاربران درباره معنی Cognitive

نيلوفر ٢٣:٢٩ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
إدراكي، شناختي

پیشنهاد شما درباره معنی Cognitive



نام نویسی   |   ورود
معنی cognitive
کلمه : Cognitive
املای فارسی : کاگنیتیو
اشتباه تایپی : زخلدهفهرث
عکس Cognitive : در گوگل


آیا معنی Cognitive مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی