مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

enable

تلفظ enable
تلفظ enable به آمریکاییUs : /eˈneɪbl̩/   تلفظ enable به انگلیسیUk : /ɪˈneɪbl̩/

قادر کردن، توانا کردن، توانمند کردن، میسر کردن، ممکن کردن، شدنی کردن، امکان دادن، قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن برای، اختیار دادن

معنی enable به فارسی

تپش تواناساز

مترادف enable

- فعل -
اختیار دادن
accredit , empower , authorize , enable , authorise
قادر ساختن
enable
توانا ساختن
enable
وسیله فراهم کردن
enable , provide
تهیه کردن برای
enable

معنی enable در دیکشنری تخصصی

enable
[کامپیوتر] توانا ، قادر ساختن ، توانا ساختن .
[برق و الکترونیک] فعال سازی ، فعال شدن ، توانا ساز - فعال سازی تحریک مدار یا دریچه با اعمال یا برداشتن سیگنال یا پالس مناسب.
[کامپیوتر] توانا کننده تراشه .

معنی کلمه enable به انگلیسی

enable
• make possible, make capable; allow, give power to
• if someone or something enables you to do something, they make it possible for you to do it.

پیشنهاد شما در مورد معنی enable


آخرین پیشنهادات
معنی enable
کلمه : enable
املای فارسی : اینایبل
اشتباه تایپی : ثدشذمث
عکس enable : در گوگل
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس