مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 208 100 1

n

تلفظ n
تلفظ n به آمریکاییUs : /ˈen/   تلفظ n به انگلیسیUk : /en/

مخفف:، (لاتین) متولد، (ریاضی) شماره ی نامشخص، میخ، ناخن، نام، ملی، (فیزیک) نوترون، نو، ظهر، شمال، اسم، پیشوند: (برق) منفی، (شطرنج) اسب، نیروی دریایی، (شیمی) نیتروژن، چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی

معنی n به فارسی

دستور العمل با n نشانی
n تایی
عمل n تایی
n تایی
عمل n تایی
عملگر n تایی
مکعب n بعدی
مخفف: new england
منطق n سطحی
چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی: ان (برابر با نون فارسی)، صدای ((ن)) مثلا "n" در night، (در فهرست و رده بندی و غیره) چهاردهمین، (چاپ) حرف n
n جایی
ماده نوع 'ان '
نیمه هادی نوع n
گزینه n راهی
خرچنگی که در زمین زندگی می کند ولی در دریا تخم می ریزد
نیروی زمینی
زمین، خشکی، خاک، سر زمین، دیار، کشور، قوم، مردم، ملت، ملک، خطه
گردونه کوچکی که پوششی دارد
ورود بخشکی، دیدار خشکی، زمینی که ناگهان بمیراک کسی درآید
لف لف، لپ لپ، لیس، لیسه، بازبان خوری، خوردن خیزاب بکنار دریا
سنگ کوچک، خرده سنگ آتش فشانی
در روم باستان نام یکی از خدایان حامی خانه، خدای خانگی
آزادی، آزادانه، مفصلا، بطور کلی، سر بسته، همینطوری، بتفضیل
آبی که از روی سدیابندی روان میشود، بند، سد، شلاق زننده، طنزگو
دختر بچه، معشوقه
قالب کفشدوزی، قالب کردن

معنی n در دیکشنری تخصصی

[شیمی] نیتروژن - عنصر شیمیایی بی بو و بی مزه و بیرنگ که چهار پنجم اتمسفر را تشکیل میدهد - normality نرمالیته
[برق و الکترونیک] نماد تعاد دور - nano-نانو پیشوندی که نشان دهنده ی 10 به توان منفی 9 یا یک هزارم میلیونیم است . - newton-نیوتن .احد نیرو در SI برابر با نیرویی که شتاب 1 متر بر ثانیه بر جرم 1 کیلو گرم وارد می کند. یک نیوتن برابر با 10 به توان 5 دین است . - nitrogen-نیتروژن عنصر گازی بی رنگ بی بو با عدد اتمی 7 و وزن اتمی 14/01 این گاز 0/78 اتمسفر زمین را تشکیل می دهد از نیتروژن در الکترونیک بهعنوان گاز محافظ در جوشکاری و پرکننده ای برای کابلهای هم محور و موجبرها برای دور نگهداشتن رطوبت از آنها استفاده می شود زیرا این عنصر خیلی فعال و قابل اشتعال نیست .
[نساجی] چهاردهمین حرف لاتین
[ریاضیات] علامت مجموعه ی اعداد طبیعی، چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
[خاک شناسی] ان
[آمار] چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
[زمین شناسی] نیتروژن ،ازت ،نیتروژن - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Nitrogen - شماره اتمی :7 - وزن اتمی :14.007 - آرایش الکترونی :2-5 - نوع عنصر :غیر فلزات - گروه جدول تناوبی :15 - VA - دوره جدول تناوبی :2
[نساجی] لیف مصنوعی ان 53 (پلی اکریلو نیتریل اصلاح شده)
[ریاضیات] گسترش n عملوندی
[ریاضیات] n تایی
[برق و الکترونیک] رمز انی رمزی که از N نوع عنصر مجزا استفاه می کند مثال در مدوله سازی رمز پالس N سطح پالس مجزا وجود خواهد داشت .
[ریاضیات] ترکیب n تایی
[ریاضیات] صورت های n تایی
[ریاضیات] عمل n تایی
[ریاضیات] رابطه ی n تایی
[ریاضیات] گوی n بعدی
[ریاضیات] جبری از درجه ی n
[ریاضیات] به ازای هر n
[شیمی] بونا - n
[ریاضیات] همنهشتی به پیمانه ی n، همنهشتی به سنج n
[ریاضیات] همنهشتی با کالبد n
[ریاضیات] دوره به طول n
[آمار] اِن (n) فاکتوریل
[ریاضیات] گروه از مرتبه ی n
[ریاضیات] تابع همگن از مرتبه ی n
[ریاضیات] معادله ی دیفرانسیل خطی از مرتبه ی n

معنی کلمه n به انگلیسی

n
• odorless colorless non-metallic element, dominant element in the atmosphere (chemistry)
• direction that is opposite south on the compass
• coming from or situated in the north
• 14th letter of the alphabet
n | a
• not around, occupied at the moment; not attainable for immediate use
n a
• not available (internet abbreviation)
p | n
• written bill of financial obligation, iou, written promise which obligates one to repay a loan

پیشنهاد شما در مورد معنی n


آخرین پیشنهادات
معنی n
کلمه : n
املای فارسی : اون
اشتباه تایپی : د
عکس n : در گوگل


آیا معنی n مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس