مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 260 100 1

partially

تلفظ partially
تلفظ partially به آمریکاییUs : /ˈpɑːrʃəli/   تلفظ partially به انگلیسیUk : /ˈpɑːʃəli/

معنی: طرفدارانه
معانی دیگر: تا یک اندازه، اندکی، جز، در یک قسمت، فی الجمله، طرفدرانه

معنی partially به فارسی

پاره تعریف شده
پاره مرتب
تا یک اندازه راست، فی الجمله راست

مترادف partially

- قید -
طرفدارانه
partially , tendentiously

معنی partially در دیکشنری تخصصی

partially
[ریاضیات] بگونه پاره ای، جزئی، جزئا
[ریاضیات] به طور جزئی متعادل
[آمار] جزئاً متعادل
[آمار] طرحهای جزئاً متعادل
[ریاضیات] طرح بلوکی ناکامل جزئا متعادل
[آمار] طرح بلوکی ناقص جزئاً متعادل
[عمران و معماری] نیمه فشرده
[پلیمر] جزئی بلوری
[ریاضیات] تابع جزئتا مشتق پذیر
[عمران و معماری] سرریز نیمه غرق
[عمران و معماری] جزئی ارتجاعی
[عمران و معماری] جریان نیمه پر
[آب و خاک] جریان نیمه پر
[ریاضیات] نگاشت نسبی

معنی کلمه partially به انگلیسی

partially
• in an incomplete manner, partly; in a biased manner, prejudicially
• partially means to some extent, but not completely.
partially furnished
• not completely furnished

پیشنهاد کاربران درباره معنی partially

J.J.F.F. ٠٩:٠٦ - ١٣٩٦/٠١/٢٠
تا اندازه ای

G-N ١٥:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/٢٣
جانبدارانه

پیشنهاد شما درباره معنی partially



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی partially
کلمه : partially
املای فارسی : پرتیللی
اشتباه تایپی : حشقفهشممغ
عکس partially : در گوگل


آیا معنی partially مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو