مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 260 100 1

sparkling

تلفظ sparkling
تلفظ sparkling به آمریکاییUs : /ˈspɑːrkl̩ɪŋ/   تلفظ sparkling به انگلیسیUk : /ˈspɑːkl̩ɪŋ/

معنی: جرقه زننده، بارقه دار
معانی دیگر: برق زن، جرقه دار، کف دار، با تلئلئو

مترادف sparkling

- صفت -
جرقه زننده
scintillant , scintillating , sparkling
بارقه دار
shining , scintillant , scintillating , sparkling

معنی sparkling در دیکشنری تخصصی

sparkling
[پلیمر] جرقه زن، برق زن، گازدار

معنی کلمه sparkling به انگلیسی

sparkling
• emitting sparks; reflecting light, glittering, brilliant; effervescent, carbonated (about a beverage); brilliant, lively
• sparkling things shine brightly.
• you use sparkling to describe a person or performance that is very lively and entertaining.
• see also sparkle.
sparkling drink
• carbonated beverage, soft drink which contains carbon dioxide
sparkling wine
• champagne, type of wine with bubbles, carbonated wine
• sparkling wine is wine which is slightly fizzy and is sold in bottles where the cork is held in place with wire.

پیشنهاد کاربران درباره معنی sparkling

F B ١٣:٥٤ - ١٣٩٥/١٢/١٦
درخشان

h.2 ٢١:٤٨ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
شفاف ودرخشان

پیشنهاد شما درباره معنی sparkling



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی sparkling
کلمه : sparkling
املای فارسی : سپرکلینگ
اشتباه تایپی : سحشقنمهدل
عکس sparkling : در گوگل


آیا معنی sparkling مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو