مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 206 100 1

tin

تلفظ tin
تلفظ tin به آمریکاییUs : /ˈtɪn/   تلفظ tin به انگلیسیUk : /tɪn/

مترادف: روی، حلب، قوطی، حلبی، قلع، حلب کردن، با قلع یا حلبی پوشاندن، در حلب یا قوطی ریختن
معانی دیگر: (شیمی) قلع، ارزیز (عنصر فلزی و نقره ای رنگ و بلورین - نشان: sn، وزن اتمی: 118/69، شماره ی اتمی: 50، چگالی:7/31، نقطه ی گداز: 231/9 درجه سانتیگراد، نقطه ی جوش: 2270 درجه سانتیگراد)، (tin plate هم می گویند) حلبی، قوطی حلبی، (قدیمی - خودمانی) پول، پشیز، دارای قلع کردن، سفیدکردن

معنی tin به فارسی

قوطی حلبی
(عامیانه) عدم حساسیت و علاقه نسبت به موسیقی و آوا
ماهی کنسرو
ورقه قلع، پوشش یا لفاف قلع
(انگلیس - عامیانه) آدم پوشالی، آدم پر مدعا
کلاه خود فلزی
(امریکا - قدیمی - خودمانی) اتومبیل قراضه
(انگلیس) قوطی بازکن
(نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی، محله ی هنرمندان، کوچه موسیقی دانان واهنگ سازان، جماعت موسیقی دانان
(ورقه ی آهن یا پولاد با روکش قلع) آهن ارزیز پوش، حلبی، ورق قلع پوش، (فلز را) قلع پوش کردن، ارزیز پوش کردن، حلبی کردن
حلبی ساز، اهن کوب
1- قالب کیک پزی 2- قوطی برای نگهداری کیک، ظرف کیک
یغلا، یغلاوی

مترادف tin

- اسم -
روی
tin , zinc
حلب
aleppo , tin
قوطی
tin , package , box , canister , can , packet
حلبی
tin , can , tinfoil
قلع
tin
- فعل -
حلب کردن
tin
با قلع یا حلبی پوشاندن
tin
در حلب یا قوطی ریختن
tin

معنی tin در دیکشنری تخصصی

tin
[شیمی] قلع ، ارزیز- عنصر فلزى و نقره فام و بلورین
[برق و الکترونیک] قلع عنصر فلزی سفید نقره ای نرم و چکش خوار با عدد اتمی 50 و وزن اتمی 118/69 این فلز با سرب آلیاژ می شود تا لحیم نرم را برای متصل کردن قطعات به بردهای مدار بسازد آلیاژ زودگذار دارای 0/63 قلع است . سیم مسی روکش شده با قلع یا فلع سرب مانع از اکسید شدن می شود . و نرم سازی لحیم را آسان تر می کند . اکسید فلع پوسه رسانای شفافی است که می توان آن را روی هسته شیشه ای نشاند و مقاومتهای پوسه ای ساخت یا با نشاندن آن روی ورقه های شیشه ای الکترودهایی را بر ای صفحه نمایش بلور مایع ( lcd ) به وجود آورد . - قلع
[نساجی] نوار حلبی
[برق و الکترونیک] مقاومت اکسید قلع مقاومت پوسه - فلزی که از اکسید قلع روی هسته سرامیکی یا شیشه ای ساخته شده است . مقدار مقاومت یا بردن یا ایجاد شیار مارپیچی روی سطح پوسه تنظیم شده یاافزایش می یابد .
[نساجی] غلتک حلبی ( استوانه ای بزرگ محرک دوک تمام تاب بوسیله نوار )
[نساجی] ابریشم بار داده شده با املاح قلع - ابریشم وزن داده شده با مشتقات قلع
[زمین شناسی] کاسیتریت ، سنگ قلع ،اکسید قلع طبیعى - ترکیب شیمیایی :SnO2 - درصد مواد:Sn=78.6% O=21.4% با انکلوزیون های Fe,Ta - سیستم تبلور: کوادراتیک - رده بندی:اکسید - رخ:نا کامل - جلا: الماسی ، فلزی - شکستگی: صدفی - شفافیت: غیرشفاف ، نیمه شفاف - نوع سختی : شکننده - اشکال ظاهری : بلوری ، آگرگات دانه ای ، قلوه ای ، پسودومرف ، قلوه سنگی - ژیزمان :فراوان ; آلمان شرقی ، چک و اسلواکی ، انگلستان ، فرانسه ، روسیه ، امریکا ، مالزی ، تایلند ، بولیوی ، استرالیا ، مکزیک و .... - خواص شیمیایی : در اسیدها نامحلول است ، ذوب نمی شود. - رنگ کانی : قهوه ای سیاه ، زرد خاکستری - رنگ خاکه: سفید ، زرد ، قهوه ای روشن - تشابه کانی شناسی : اسفالریت - پاراژنز : فلوئوریت، شیلیت، ولفرامیت، توپاز - منشا تشکیل :پگماتیتی ، هیدروترمال ، ثانوی ، آبرفتها - شکل بلورها:منشوری ، بی پیرامیدال ، ندرتا آسیکولار ، ماکله - کاربرد :کانسار قلع - محل پیدایش: چک و اسلواکی - نام آن از کلمه یونانی Kassiteros یعنی قلع گرفته شده است - سختی : 7 - چگالی : 6.8 – 7
[زمین شناسی] قلع صمغی - رجوع شود به قلع کلوفونی (rosin tin).
[زمین شناسی] قلع کلوفانی - یک نوع کاسیتریت به رنگ مایل به قرمز یا زرد. - مترادف: قلع صمغی.
[زمین شناسی] قلع - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Tin - شماره اتمی :50 - وزن اتمی :118.69 - آرایش الکترونی :2-8-18-18-4 - نوع عنصر :فلزات - گروه جدول تناوبی :14 - lVA - دوره جدول تناوبی :5
[زمین شناسی] شبکه نامنظم مثلثی (tin) ،الگوی سازی زمین بر اساس مثلث بندی
[زمین شناسی] قلع چوبی - نوع گرهکی یا گرده ای مایل به قهوه ای کاسیتریت که دارای یک ساختار هم مرکز رشته های شعاعی یا منشعب است که شبیه چوب خشک است. مترادف: dneprovskite

معنی کلمه tin به انگلیسی

tin
• aluminum, type of metal; (british) can, aluminum container
• preserve, can; plate with tin
• of aluminum, made from aluminum
tin can
• can (made of tin) for preserved food; (us navy slang) a destroyer
tin foil
• strong paper made of aluminum with a silver color used in the kitchen
tin hat
• metal cap, cap made from tin
tin hut
• cottage made from metal
tin opener
• can opener, instrument for opening canned goods
• a tin-opener is a tool used for opening tins of food.
tin plate
• steel or sheet iron covered with thin coating of tin
tin pot
• (informal) inferior; small-time; inferior in quality, cheap, two-bit; paltry
tin whistle
• small inexpensive wind instrument similar to a recorder, fipple flute
baking tin
• (british) pan used for baking
cake tin
• a cake tin is a metal container with a lid, which you put a cake into in order to keep it fresh.
• a cake tin is also a metal container which you bake a cake in.
galvanized tin
• tin covered with a thin layer of zinc
mess tin
• soldier's eating utensils

پیشنهاد شما در مورد معنی tin


آخرین پیشنهادات
معنی tin
کلمه : tin
املای فارسی : تین
اشتباه تایپی : فهد
عکس tin : در گوگل


آیا معنی tin مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس