مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 143 100 1

tomb

تلفظ tomb
تلفظ tomb به آمریکاییUs : /ˈtuːm/   تلفظ tomb به انگلیسیUk : /tuːm/

مترادف: خاک، مقبره، مزار، ارامگاه، قبر، گور، در گرو قرار دادن
معانی دیگر: آرامگاه، مرقد، مدفن، گور سرباز گمنام، بنای یادبود (برای مردگان مفقود)، (نادر) دفن کردن

معنی tomb به فارسی

از بطن مادر تا دل خاک، از تولد تا مرگ، از آغاز تا پایان
پاش لب گوره
گورصندوقی وتخت

مترادف tomb

- اسم -
خاک
country , ground , land , earth , soil , grave , tomb , territory , clod , dirt , dust , glebe
مقبره
bier , tomb , mausoleum , monument , sepulcher , graveyard , sepulture , tumulus
مزار
bier , tomb , sepulcher , sepulchre
ارامگاه
tomb , cemetery
قبر
grave , tomb , sepulcher , sepulchre
گور
tomb , sepulcher , sepulchre
- فعل -
در گرو قرار دادن
tomb

معنی کلمه tomb به انگلیسی

tomb
• vault, grave
• a tomb is a stone structure containing the body of a dead person.
tomb of joseph
• region in shechem where legend claims that joseph is buried
tomb of rachel
• area in bethlehem where legend claims that rachel is buried
tomb of shimon bar yochai
• site on mount meron where it is said that shimon bar yochai is buried
tomb of the unknown soldier
• symbolic tomb and commemorative tombstone in honor of those fallen soldiers whose actual burial place is unknown (in the u.s. state of virginia at arlington cemetery)
tomb raider
• movie produced in 2001 starring angelina jolie
absalom's tomb
• monument near the kidron river (israel) which is traditionally considered to be the tomb of king david's son absalom
ancestral tomb
• place where family members are buried
as silent as a tomb
• deathly quiet, completely silent
chamber tomb
• room where people are buried
from the womb to the tomb
• from birth to death, in a lifetime
joseph's tomb
• region in shechem where legend claims that joseph is buried
rachel's tomb
• location near bethlehem that is believed to be the burial site of the biblical rachel
violate a tomb
• desecrate a burial place
womb to tomb
• from birth to death

پیشنهاد شما در مورد معنی tomb


آخرین پیشنهادات
سمیرا > معنی cross training
هستی > معنی هنگوین
تقانگلدی آتابای > معنی Dont pick on me
تقانگلدی آتابای > معنی travel light
تقانگلدی آتابای > معنی keep back
تقانگلدی آتابای > معنی mind your step
تقانگلدی آتابای > معنی you beat me to it
سعید نوری نژاد > معنی It s Early days

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی tomb
کلمه : tomb
املای فارسی : تمب
اشتباه تایپی : فخئذ
عکس tomb : در گوگل


آیا معنی tomb مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس